درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

قرض الحسنه



إِن تُقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا یُضَاعِفْهُ لَکُمْ وَیَغْفِرْ لَکُمْ وَاللَّهُ شَکُورٌ حَلِیمٌ ﴿۱۷﴾

اگر به خدا قرض الحسنه دهید آنرا برای شما مضاعف می‏سازد، و شما را می‏بخشد و خداوند شکر کننده و بردبار است. (سوره تغابن)




توی محله ای که زندگی می کردیم پدرم وجهه ای خاص داشت نسبتا وضع مالی خوبی داشتیم. خونمون بزرگ بود مراسمات زیادی مثل عزاداری امام حسین، عروسی و دور از جون عزاداری اهل فامیل و همسایه در آن برگزار می شد. پدرم گفته بود اگه توی مسجد اعلام کنند که هر کس مشکل مالی داره یا قرض می خواهد میتونه کمکشون کنه همه به راحتی به در خونه ما میومدند برای هر کاری که بود پدرم تا اون جایی که از دستش برمیومد کمک میکرد. تو خونه ما تقریبا همیشه مراسم های شادی بود عروسی دخترعمه ام قرار بود خونه ما باشه. آقام با مراسم های معمولی مشکلی نداشت ولی همون روز که قرار بود عروسی برگزار بشه قبل از ظهر اومدن که چراغونی کنند و وسایلا رو ببندند. آقام از این که میخوان شب ارکست بیارن خیلی ناراحت شد گفت که این خونه توش عزاداری امام حسین (ع) برپا میشه من اجازه نمیدم. خلاصه با اینکه کارت ها به آدرس خونه ما پخش شده بود مکان عروسی عوض شد و پسرعمه ام موند خونه ما هر کی میومد آدرس جدید رو میداد تا بره اونجا. پدرم هم عروسی نیومد. شب عجیبی بود تا حالا پدرمو اینقد ناراحت ندیده بودم.

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۲ دی ۹۳ ، ۰۳:۱۵
  • ۰ نظر

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی