درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

توفیق


لِلْفُقَرٰاءِ اَلَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اَللّٰهِ لاٰ یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی اَلْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ اَلْجٰاهِلُ أَغْنِیٰاءَ مِنَ اَلتَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِیمٰاهُمْ لاٰ یَسْئَلُونَ اَلنّٰاسَ إِلْحٰافاً وَ مٰا تُنْفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اَللّٰهَ بِهِ عَلِیمٌ (٢٧٣بقره)




صدقات مخصوص فقیرانی است که در راه خدا بازمانده و ناتوان شده اند و توانایی آنکه در زمین بگردند ( و کاری پیش گیرند ) ندارند و از فرط عفاف چنانند که هر کس از حال آنها آگاه نباشد پندارد غنی و بی نیازند ، به ( فقر ) آنها از سیمایشان پی می بری ، هرگز چیزی از کسی درخواست نکنند. و هر مالی انفاق کنید خدا به آن آگاه است


🌟✨🌟✨


رسالت اصلی ما در این دنیا

بیدار شدن و بیدار کردن است

زندگی مامثل یک سفراست

نه یک هدف!

هریک ازماماموریت خاص

دردنیا داریم

وبا کمک کردن به دیگران باعث

تکامل روح خود می شویم.


❤️💕❤️💕❤️


اون روز یه روز خاصی برام بود یه روز عجیب !!!


بچه ها میخواستن برن پارک آبی تو راه کرج من باید بیرون منتظر میشستم خب این انتظار تقریبا 2 ساعت بود برا همین تصمیم گرفتم برم اطراف پارک آبی یه دوری بزنم

 بیرون که اومدم یه قبرستون روبرو دیدم چون شب جمعه بود گفتم میرم اونجا قدم میزنم تا وقت بگذره  البته من هر وقت جایی منتظر باشم تنها کاری که از دستم بر میاد مرور قرانه .


رفتم داخل قبرستون خب فکر کردم برم سر قبر کی ؟ 

داشتم با خودم فکر میکردم و با خدا حرف میزدم 

گفتم خدایا من دو ساعت میخوام قرآن بخونم تو بگو برا کی بخونم تقریبا دو دور تو قبرستون زدم  یه دفعه چشمم خورد به قبر که سنگ نداشت و خاک بود ویه پارچه سبز روش بود و معلوم بود خیلی وقته که سنگ نداشته خلاصه من اونجا نشستم و این قبر اسم هم نداشت نمیدونستم برا کی میخونم ولی شروع کردم به خوندن چن جز خوندم که میخواستم بلند شم دیدم یه زن جوون با یه پسر 16 ساله اومدن سر قبر شروع کردن فاتحه خوندن بعد با تعجب  یه نگاه به من کردن گفت شما کی هستید منم زود گفتم شما کی هستید؟


 گفت این شوهرمم آقا سعید سکته کرد من موندم با چهار تا بچه بدون در آمد حتی ما سنگ نتونستیم براش بندازیم 

گفت خودم با این پسر کار میکنیم ....

 

خیلی ناراحت شدم بعد پرسید شما کی هستید ؟منم جریانو تعریف کردم خیلی خوشحال شد  گفت از بس که آقا سعید مرد خوبی بوده که یه غریبه میاد براش قرآن میخونه .

بعد من آدرس خونشونو گرفتم الان دو ساله که هر چن وقت یه بار سری به این خانواده میزنیم هم اونا خوشحال میشن هم من .


خدایا توفیق کار خوب هم تو میدی ممنون که به من هم عنایت داری.

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۸:۴۸
  • ۷ نظر

نظرات  (۷)

خیلی ممنون ک این آیه زیبا در مورد صدقه دادن رو گذاشتین .


اگه ممکن بود سایت منو هم لینک کنید:

http://daynasor.ir

مهم نیست چه مدرکى دارید

مهم این است که چه درکى دارید

مهم نیست که چه اندازه می بخشیم

بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد

اد م بزرگ به نیازمندان کمک می کند نه بدارندگان تا بدارائی اخروی خود بیافزایند

دست نیازمندی را گرفتم برای لحظه ایی کوتاه ؛ صدایی شنیدم که مرا لرزاند صدای خنده ی “خدا” را شنیدم ، واضح تر از صدای نفس هایم.

صادق هدایت

پاسخ:
چقدر زیبا
ممنون بابت همه ی زحمات شما  بزرگوار 
اجرکم عندالله
یاعلــــــــــــی ع

خانمی  قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت، بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد

 آهای، آقا پسر

پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم،کفش ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید

شما خدا هستید؟

زن:نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم

پسرک:آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید 

  زنده یادحسین پناهی


سلام


چرا شما پارک نرفتید؟؟؟؟
پاسخ:
لا تسئلوا عن اشیائ ان تبد لکم  تسوکم
علیک سلام
عسی ان تکرهو شئ وهو خیر لکم.....

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی