درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

مترو

  إِنَّ ذٰلِکَ لَحَقٌّ تَخٰاصُمُ أَهْلِ اَلنّٰارِ (٦٤) ص


 این منازعه اهل آتش، حتمی است


🌚🌑🌚🌑


نمیدونم دعوا کردن از کی وارد زندگی بشر شد یعنی مردمان نخستین هم باهم دعوا میکردن؟

 یا اینکه نه اصلا خوب و خوش کنار هم زندگی میکردن البته تا کی ؟

 تا وقتی سر و کله قابیل پیدا شد که اصلا نذاشت کار به دعوا بکشه یهو برادر نازنینشو کشت و این شد سنبل دعوا و قتل برای ما که تا حالا  با این همه تمدن کمتر که نشده بیشترم شده .


حالا قضیه به دنیا هم ختم تمیشه تو جهنم هم دعواست یکی میگه تو منو جهنمی کردی اون یکی میگه میخواستی نیای دنبال من .

یا دارن داد میزنن از دست کارهای خودشون.


🌍🌎🌏


دیروز تو مترو تا از پله برقی اومدم پایین دیدم قطار رسید دیگه چون در بسته میشد مجبور شدم تو واگن آقایون سوار شم مترو بشدت شلوغ بود معمولا غروب همینطوریه هر طوری بود وایسادم ولی بسختی .

که دیدم صدای دعوا میاد و دارن هم دیگرو میزنن و این همه مرد نمیتونستن اینارو جدا کنن منم از ترس داشتم میلرزیدم جای تنگ , تونل و دعوا فکرشو بکنید 

نتیجه دعوا مشتی بود که خورد تو چشم طرف و به یکباره صورتش پر از خون شد  و دادش بلند شد واگن ریخت به هم مردمجروح داد میزد چشممو تازه پیوند زدم چشمم پرید بیرون و این جمله رو تکرار میکرد خدایا راست میگفت یعنی انگار چشمش کنده شده بود وای نمیتونستم نگاه کنم من فقط منتظر بودم بگه ایستگاه امام خمینی .

که پریدم بیرون ولی بزن بزن هنوز ادامه داشت تا پلیس مترو اومد .

نمیدونم سر چی بود  ولی اگه یه ذره گذشت داشته باشیم کار به اینجاها نمیرسه و همه چی درست میشد حیف از وقت و عمر انسان که به مشاجره بگذره.

خدایا کمکم.کن زندگی سالمی داشته باشم و مجبور نباشم با کسانی حرف بزنم که منطقی جز دعوا و جر و بحث ندارن 

امین

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۴:۳۸
  • ۶ نظر

نظرات  (۶)

۲۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۲۰ معصومه از قم

▪️شیخ احمد تهرانی :

در این روزگار بزرگترین عذاب و شکنجه ی خداوند این است که یاد امام زمان علیه السلام در دل های ما جایی ندارد و همه خلایق صاحبشان را فراموش کرده اند.

📕رند عالم سوز ، ص ۲۸۴

@sulook
واااای مااااماااان.... مراقب خودت باش ما نیستیم عزیزم... چه وحشتناک بوووود 

بخشش درختی از درختان بهشت است که شاخه هایش به سوی زمین اویخته است.هر کس که شاخه ای از ان

را بگیرد؛آن شاخه او را به بهشت خواهد برد

آدم ها را می بخشم

نه به خاطر اینکه ساده هستم

نه به خاطر اینکه برای خودم

برای سلامتم  ارزش قائلم

ساده تر بگویم

وقتی برای فکر کردن به

چیزهای بیهوده را ندارم

آنها را می بخشم شاید روزی 

کسی همین کار را با آنها بکند

آنوقت خواهند فهمید که

بخشش یعنی چه

وای خدای من ....:((
امیدوارم روزی برسه که بتونیم خشم خودمونو کنترل کنیم.:(

سلام استاد عزیز
واقعا که مشاجره و دعوا خیلی تو روحیه ادم تاثیر داره
من این چند روز نبودم که خاطراتتون رو بخونم 
کربلا بودم
تو حرم انقدر شلوغ بود که همش ادمها سر جا دعواشون میشد 
واقعا حالت معنوی رو از بین میبره
پاسخ:
سلام زیارت قبول همیشه به زیارت ان شاالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی