درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

حرف مردم

و لاٰ تَجْعَلُوا اَللّٰهَ عُرْضَةً لِأَیْمٰانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ اَلنّٰاسِ وَ اَللّٰهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ (٢٢٤)بقره


و خدا را دستاویز سوگندهای خود قرار ندهید ( به نام او سوگند نخورید ) که نیکی نکنید و تقوا را پیشه خود نسازید و میان مردم صلح و آشتی برقرار نکنید ، که خداوند شنوا و داناست  ترجمه آقای صفوی براساس المیزان

🍃💚🍃💚🍃💚


یادت باشه در هر شرایطی که باشی

مردم برای تو حرف درمیارن!

اگه قرار باشه حرف مردم روی تو تاثیر بذاره

شک‌ نکن نمیتونی زندگی کنی         

چرا فکر میکنی باید همه رو راضی نگه داری!

تو‌ خودت باش     

گاهی باید خودت رو به بیخیالی بزنی!

❤️🍃💜❤️🍃💜


دهه اول زندگی با دوستان زیادی رفت و آمد داشتیم، حبیب خیلی دوست صمیمی داشت که از بچه های محله بودند که خب طبیعتاً منم اونارو میشناختم...

با اینکه سنم کم بود ولی خیلی دوست داشتم تو کار خیر شرکت کنم مثلا خیلی مایل بودم واسطه ی ازدواج بشم ،.. دوستای مجرد یا همسایه و فامیل رو به هم معرفی میکردم؛ خلاصه بعضی ها به سرانجام میرسید بعضی نه.

تو دوره جوونی آدم انگار زیاد دقت نمیکنه به حرف مردم ، من که اینطوری بودم .

ولی خیلیا بهم میگفتن آخه به تو چه با این سن کم میری خواستگاری؟؟؟

 ولی انگار اون وقتا اعتقاداتم بهتر از حالا بود کمتر از کوره در میرفتم.


تا اینکه یکی از این خواستگاری ها که منجر به عقد شد با اختلاف خانواده ها متاسفانه با طلاق به پایان رسید... البته چه پایانی !!!


اول که ما معرف بودیم همه چیز خوب بود خیلی تشکرو خدا خیرتون بده و از این حرفا.


 ولی جایی که دیگه نتونستن با هم کنار بیان، اومدن سراغ ما ،،،


چشمتون روز بد نبینه هنوز هم آثار اون اتفاق تو زندگی ما نقش پر رنگی داره و اختلافات انقد عمیقه که هنوز ترکش هاش از بین نرفته!



تو همون بهبوهه اختلافات بود که دیگه هر کاری کردم نتونستم طاقت بیارم و قسم خوردم تو  هیچ کار خیری از جمله واسطه ازدواج و قهر و آشتی احدی هرگز دخالت نکنم , وتا چند وقت اینطوری خودمو راضی کرده بودم .


چند سال بعد ...


من تازه با قرآن داشتم آشنا میشدم و شروع کرده بودم به حفظ و قبل از حفظ معنی آیه ها رو میخوندم تا اینکه یه روز  رسیدم به آیه ٢٢٤ سوره بقره که دیدم ای بابا ! این که داستان منه و قسم خوردنم خیلی تعجب کردم آخه آیه داشت میگفت این قسم باطله.

 

اون وقت بود که خیلی شرمنده شدم و بعد از اون تو چندین مورد واسطه خیر شدم به لطف خدا و کم کم با ارامشی که قران بهم داد تونستم کینه ها و اختلافات اون جریان رو فراموش کنم .

مخصوصا حرف مردم و که هر طوری باشی بازم برات حرف درمیارن پس بهتره برای کارامون با اوستا کریم معامله کنیم نه مردم.

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۲ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۷
  • ۱۶ نظر

نظرات  (۱۶)

خداروشکر که با راهنمایی قران تونستید اشتباهات گذشته را اصلاح کنید.خداتوفیق تون بده


از زندگی لذت ببر

چه انتظاری از مردم داری؟؟؟
آنها حتی پشت سر خدا هم حرف میزنند!!!


چه خوب با این وجود که چندبار این آیه رو خوندم انقدر دقت نکرده بودم. همینه باید کار خوب کرد دیگه کاری به حرف مردم نداشت. مردم بالاخره حرفی خواهند زد. گاهی حتی برای کار خوب.
 سلام خانم یا اقای شفق این طور نوشتن خوب نیست  شما چقدر استاد رو میشناسید که خدا رو شکر ایشون تونستن اشتباهاتشون رو جبران کنن ایشون تو مقطیاز زمان نمیخاستن واسطه امر خیر باشن همین  
پاسخ:
سلام 
خوبه حقیقت و نوشته 
قران ادم و هدایت میکنه این خاصیت قرانه
سلام این آیه را بارها خونده بودم ولی انقدر کاربردش و بلد نبودم 
سلام استاد عزیز, ممنون از انتخاب این ایه, من که هنوز حفظ سوره بقره رو تموم نکردم ,خیلی خوشحال شدم که با تفسیر کاربردی این آیه آشنا شدم.
پاسخ:
سلام ان شاالله حافظ کل بشی
سلام استاد اتفا قا من هم با این مشکل روبروو بودم حالا با خواندن این خاطره استوار تر قدم بر می دارم با توکل به خدا ان شا الله باز هم ممنون با این خاطره خوب خوبتون
سلام استاد
چقدر امیرالمومنین زیبا فرمودن
انگار برای همین الان ما گفتن
انگار همه آدم ها همیشه تاریخ یه جورن

اتفاقا منم از بس توی این واسطه گری ها حرف شنیدم، دورش رو خط کشیده  بودم...
ولی ان شاءالله از این به بعد بتونم به آیه عمل کنم
پاسخ:
آفرین


میان داماد و دختر یکى از یاران پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به نام عبد اللّه بن رواحه اختلافى روى داد، او سوگند یاد کرد که براى اصلاح کار آنها هیچ گونه دخالتى نکند و در این راه گامى بر ندارد آیه نازل شد و این گونه سوگندها را ممنوع و بى‏اساس قلمداد کرد.
تفسیر:
این آیه و آیه بعد ناظر به سوء استفاده از مسأله سوگند است. و مقدمه‏اى محسوب مى‏شود براى بحث آیات آینده که سخن از «ایلاء» و سوگند در مورد ترک آمیزش جنسى با همسران مى‏گوید، نخست مى‏فرماید: «خداوند را در معرض سوگندهاى خود براى ترک نیکى و تقوا و اصلاح در میان مردم قرار ندهید و (بدانید) خدا شنوا و داناست» سخنان شما را مى‏شنود و از نیات شما آگاه است (وَ لا تَجْعَلُوا اللَّهَ عُرْضَةً لِأَیْمانِکُمْ أَنْ تَبَرُّوا وَ تَتَّقُوا وَ تُصْلِحُوا بَیْنَ النَّاسِ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ).
به این ترتیب سوگند یاد کردن جز در مواردى که هدف مهمى در کار باشد عمل نامطلوبى است.
پاسخ:
ممنون بحت و کامل کردید
سلام
روز بخیر

من واقعا معنای این آیه رو نمیفهمم
توی این لینکی که پیوست نموده ام ، دو معنای متفاوت از ترجمه آیت الله مشکینی و آیت الله مکارم دیده میشه، و فکر میکنم معنای آقای مکارم بهتره . چون تنها یک "لا" بر سر کلمه "تجعلوا" قرار دارد و معنای نفی دیگری در ایه نیست.
http://www.tadabbor.org/?page=tadabbor&SOID=2&AYID=224

تا قبل از دیروز که شما این رو بگید، من معنای دیگری از آیه در ذهن داشتم

واقعا گیج شدم!!!

ممنون از شما استاد گرامی
پاسخ:
سلام ممنون از پیام شما 
ترجمه ای که من گذاشتم المیزان است در مورد لا برای تبروا و تصلحوا لا در تقدیر است که المیزان اینگونه ترجمه کرده یا نوشته میتوانید لا در تقدیر نباشد اینطور میشود
بسیار به خدا سوگند نخورید که اگر چنین کنید باعث میشود که دیگر موفق به نیکی و تقوا و اصلاح بین مردم نشوید 

۱۳ آذر ۹۵ ، ۱۴:۵۶ معصومه -قم
✨ مفهوم «برکت» ✨

🔹از پیامبر(ص) پرسیدند برکت درمال یعنی چه؟
درپاسخ، پیامبر مثالی زد و فرمود: 
گوسفند درسال یکبار زایمان می کند وهر بار هم یک بره به دنیا می آورد .
سگ در سال دو بار زایمان میکند و هربار هم حداقل ۷-۶ بچه.
به طور طبیعی شما باید گله های سگ را ببینید که یک یا دو گوسفند در کنار آن است.
ولی در واقع برعکس است. گله های گوسفند را می بینید و یک یا دو سگ درکنار آنها چون خداوند برکت را در ذات گوسفند قرار داد و از ذات سگ برکت را گرفت . 
مال حرام اینگونه است. 
فزونی دارد ولی برکت ندارد.»

روی مفهوم" برکت در روزی" فکر کنید.

🌎 @mojtahedie
پاسخ:
متوجه منظور شما نشدم
عالی بود .
عالی بود
پاسخ:
ممنون
سلام استاد عزیز.   بسیار عالی بود تجربه ی خوبی بود برای من     موفق باشید
پاسخ:
سلام ممنون که خوندی
بی‌بی زینت زنده‌باد ؛بانویی که درقاسم آبادمشهدساکن است وتاکنون180 زوج رابه یکدیگررسانده وجالب اینجاست که فقط یک موردمنتهی به طلاق شده است.در کنار این فعالیت، در منزل خودش جلسه قرآن برگزار می‌کند.
این شهروند مشهدی اسم کار خیرش را «همسریابی صلواتی» گذاشته و هیچ توقع مالی‌ای از کسی ندارد؛«همه از من می‌پرسند شما چقدر پول می‌گیرید که دختر و پسر معرفی کنید. من می‌گویم هیچ پولی نمی‌گیرم. فقط برای شادی روح پدر و مادرم یک صلوات بفرستید. من برای رضای خدا 2 تا جوان را به هم معرفی می‌کنم.
پاسخ:
یکی از گروه هایی که در روز محشر زیر سایه عرش الهی هستند کسانی هستند که واسطه ازدواج بودند 
خدایا بازم ازت میخوام این روحیه زیبا رو بهم برگردونی

خداوند بر توفیقات شما بیفزاید همچنین بر مهارنهای شما برای اقدام به این عمل خیر در دنیای پیچیده امروز

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی