درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

خنده

وَأَنَّهُ هُوَ أَضْحَکَ وَأَبْکَى ﴿۴۳﴾ نجم


و هم اوست که مى ‏خنداند و مى‏ گریاند 


😊😊😊


بعضی وقتا تو زندگی مسائل خنده داری میبینی یا میشنوی که هر وقت یادت میاد بازم خندت میگیره .


دهه 70 بود حالا نمیگم موز میوه اشرافی بود ولی نسبتا گرون بود و هر کسی توان خرید موز نداشت یا لااقل مثل میوه های دیگه نمیشد زیاد بخری .


فرزانه کوچیک بود فک کنم 3 سال داشت یه روز با هم رفته بودیم بیرون برای خرید ,تو راه که برمیگشتیم رفتم مغازه سبزی بگیرم که فرزانه چشمش خورد به موز های آویزون شده به سقف مغازه بعد هم اصرار که من از اینا میخوام !

منم دیدم پول تو کیفم نیست حالا اینم دار گریه میکنه میگه بخر .


خلاصه این که قران میگه 🌱 ان کید کن عظیم 🌱 درسته یه دفعه بهش گفتم :


ببین فرزانه اینا مال میموناس دیدی تو کارتون میرن بالای درخت تو جنگل از اینا میکنن میخورن 😜😜


دیدم بچه کپ کرد 😳😳😳


 با همون زبون بچگیش گفت مال میموناس من نمیخوام .


منم خوشحال و مسرور که تونسته بودم با یک ترفند ماهرانه ساکتش کنم برگشتیم خونه.


چند روز بعد ..


حبیب یه دوست داشت یادش بخیر غلام قمری خیلی شوخ بود , یعنی وقتی کنارش بودی حرف که میزد فقط باید دلتو میگرفتیو  میخندیدی.


با غلام ما رفت وآمد داشتیم چون خانمش هم با من دوست بود .


چند روز بعد فک کنم عصر جمعه بود رفتیم خونشون خب طبق معموله همه مهمونی ها میوه آوردن ,شانسه فرزانه دیدم روی میوه ها تعداد انگشت شماری هم موز بود .


غلام شروع کرد به تعارف که رسید به من و فرزانه من اول موز برنداشتم تعارف کردم بعد غلام گفت خودت نمیخوری یه موز بذار برا بچه.


 که چشمتون روز بد نبینه !!!


فرزانه با همون زبون بچگیش داد زد نه نه اینارو میمونای جنگل میخورن من نمیخوام نه نه....🚫🚫🚫


آقا اینو که گفت غلام نمیتونست از خنده ظرف میوه رو تو دستش نگه داره 😄😄


غلام گفت حبیب اینا چیه برا گدا بازی یاد بچه دادی ؟؟؟

حبیب هم گفت من نمیدونم 😶


 که من مجبور شدم همه ماجرا رو تعریف کنم مگه دیگه غلام دست از سر ما برداشت هر وقت فرزانه رو میدید میگفت موز مال کیه ؟؟؟

و دوباره شروع به خنده...😜


خدایا به خاطر دوستای خوب , شادی خوب و خنده های حلال که تو نعمتشو دادی شکر


 🙏🙏🙏

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۹ آذر ۹۵ ، ۰۹:۳۴
  • ۱۵ نظر

نظرات  (۱۵)

واااااااای وااااااای :))))))
سلام 
ممنون منم العان خندیدم😃😄😃😄
پاسخ:
خدارو شکر
سپاس شما با این خاطره باعث شدید که لبخند بر روی لب من باز بشه .خیلی با مزه بود .
پاسخ:
خدارو شکر
۱۹ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۵ معصومه -قم
⇝✿ @mojtahedie ✿⇜

🍃😊 اهمیت شاد کردن دیگران ☺️🍃

🌸امام کاظم (ع) می ‏فرماید: 

▫️«مَنْ سَرَّ مُؤْمِناً فَبِاللَّهِ بَدَأ وَ بِالنَّبِىِّ (ص) ثَنَّى وَ بِنَا ثَلَّثَ» (بحارالانوار، ج 71، ص 379)

کسی که مؤمنى را شاد کند، اول خدا را شاد کرده؛ دوم رسول خدا را شاد کرده و سوم ما اهلبیت را شاد کرده است و این خیلى ارزش دارد.

🌸امام صادق(ع) فرمود: 

▫️«مَنْ قَالَ لِأخِیهِ مَرْحَباً کتَبَ اللَّهُ لَهُ مَرْحَباً إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ» (بحارالانوار، ج 71، ص 298)؛

 کسی که دوستش را (تشویق کرده و به او) آفرین بگوید، تا قیامت برای او آفرین ثبت می شود. آری، این دنیا بازار است. مواظب باشید. لحظه به لحظه مى ‏توانید با لبخندتان، با برخوردتان و با کمکتان سود جمع کنید.

🌸 پیغمبر اڪرم(ص) فرمودند: 

▫️«مَنْ أدْخَلَ عَلَى مُؤْمِنٍ فَرَحاً فَقَدْ أدْخَلَ عَلَىَّ فَرَحاً وَ مَنْ أدْخَلَ عَلَىَّ فَرَحاً فَقَدِ اتَّخَذَ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً وَ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ اللَّهِ عَهْداً جَاءَ مِنَ الآمِنِینَ یوْمَ الْقِیامَهِ» (فقه الرضا، 373)
 
هرکس مؤمنى را شاد کند، مرا را شاد کرده است. و هرکس مرا شاد کند، برای خود نزد خدا حسابی باز کرده و در قیامت در آسایش خواهد بود.


📚 کتاب خنده و گریه در آثار استاد قرائتی

به کانال آیت الله مجتهدی(ره) بپیوندید
______________________
⇝✿ @mojtahedie ✿⇜
با گریه به دنیا می آیی، اما چنان زندگی کن که با خنده از دنیا بروی
پاسخ:
نه گریه امدن اختیاری است نه خنده رفتن
لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست
پاسخ:
نعمت خنده فقط برای انسان 
سلام استاد
بامزه بود😃ِ
عیدتون مبارک
شهید محمدرضا حقیقی، شهیدی که در قبر خندید

خنده و گریه دو حالت روانی است که انسان در صورت تحقق شرایطی به اختیار مرتکب آن دو می شود و بر حسب ایجاد فعل اختیاری به شرط اراده پروردگار است زیرا خداوند، انجام کاری را با لوازم تشخیص آن خواسته است که بوجود آید.

سلام استادواقعا خاطره جالب وحسابی خنده دار بود قربون این همه شوخ طبعی تون
پاسخ:
فدای ادب شما عزیزم

سلام استاد

چه ترفند جالبی احسنت به این خلاقیت

پاسخ:
ممنون
 ان کید کن عظیم
۲۰ آذر ۹۵ ، ۰۰:۴۳ محمد اصفهانی
سلام فوق العاده بود چه ترفندی!!!!!
به به خاطرات جالبی دارین
پاسخ:
ممنون
خداییش دهه هفتادیا چه زود توجیه میشدن این دهه نودیا که اگه بهشون بگی غذای میمونه تازه میگن به امتحانش میارزه....گودزیلاهایی هستن برای خودشون
پاسخ:
واقعا !!!!😂😂😂
۲۲ آذر ۹۵ ، ۲۳:۳۵ حافظ قرآن
ممنون از زحماتتون خیلی عالی بود..
 تصورش که میکنم  خندم میگیره!!!

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی