درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

فرار

وَ قَضىٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ اَلْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً (٢٣) اسراء


پروردگارت مقرر داشت که جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید. هر گاه تا تو زنده هستی هر دو یا یکی از آن دو سالخورده شوند، آنان را میازار و به درشتی خطاب مکن و با آنان به اکرام سخن بگوی‏ 


🎄🎄🎄🎄


چند روز پیش سر کلاس دانشگاه داشتیم در باره حقوق پدر و مادر بحث میکردیم رسیدیم به کلمه اف .

 دلم میخواست یه جوری کلمه اف رو اندازشو بگم که برای بچه ها قشنگ جا بیفته.


گفتم اگه یه سنگریزه خیلی کوچیک تو کفشت باشه چقدر میتونی راه بری؟؟؟

گفت شاید چند قدم بیشتر نتونم ...اصلا اعصابم خورد میشه زودتر میخوام  کفشمو در بیارم .


گفتم خب این یعنی اف، یعنی وقتی یه چیز کوچیک که به نظر خودت بی ارزشه به پدر و مادرت میگی، دیگه نمیتونی راه بری و پیشرفت کنی انگار از دنیا عقب میفتی، دیگه شاید هر چی برنامه بریزی به هدف نرسه و این وحشتناکه  🙄🙄🙄


بچه ها رفتن تو فکر !!!!


🌕🍀🍃🌕🍀🍃🌕🍃🍀


پنجم دبستان بودم  مامانم روی پله حیاط نشسته بود داشت بافتنی میبافت منم داشتم مشق مینوشتم که دیدم خانم همسایه سراسیمه اومد تو حیاط که بدادم برسید دخترم از ظهر تا حالا از مدرسه بر نگشته !!!

رفتم مدرسه ، گفتن اصلا امروز مدرسه نیومده !!! گریه میکرد هی میگفت: حاجی کجاست بگید چکار کنم ؟


منتظر شدیم تا آقام اومد گفت چی شده ؟


خانم همسایه گفت دخترش دیروز نمیدونم سر چی با باباش دعواش شد ، بعد دعوا هم گفت من از این خونه میرم تا از دستتون راحت شم !

ما فکر کردیم الکی میگه حالا عصبانیه ولی انگار واقعا رفته .


آقام گفت سوار ماشین شو بریم کلانتری خبر بدیم ، خونه فامیل , اشنا هم داری بگو بریم ببینیم ، شاید رفته باشه اونجا .

آخر شب بود آقام اومد خونه ولی... دست خالی ...


همه جا رفته بودن ولی دختر انگار راس راسی فرار کرده بود! من که خیلی به قولی فضول بودم، همش پیگیری میکردم ببینم آخرش چی میشه  !


اون سالها همه تلویزیون نداشتند ما یه تلویزیون مبله بزرگ داشتیم که ساعت 4 بعد از ظهر روشن میکردیم ،چون برنامه ای نداشتن ، عکس گمشده هارو نشون میدادن !

 .

تصمیم گرفتیم اگه پیدا نشد تا فردا عکسشو بدیم جام جم تا تو تلویزیون نشون بدن .


ولی بگم این پدر و مادر داشتن سکته میکردن و آقام هم که یه خورده همچین عصبی شده بود، گفت  اگه این دختر خودم بود برمیگشت  میکشتمش 😳😳😳 من که  ترسیدم ،تصمیم گرفتم اگر یه روز فرار کردم هیچوقت برنگردم تا لااقل زنده بمونم😃

.

.

 آخه دختر بابات یه چیزی بهت گفت باید فرار کنی ؟

  


بعد از چند روز .....


مدیر مدرسه با دختر و یه زن و مرد جوان اومدن  خونه 😶😶😶


حالا جریان پیداشدن🤔🤔


وقتی دختر همسایه دیر وقت تو خیابون سرگردان میرفته،  یه ماشین جلو پاش وایمیسه که یه زن و شوهر جوان تو ماشین بودن .

ازش میپرسن دختر اینجا تنها چکار میکنی میگه هیچی !!!

زن و مرد جوون که انگار متوجه چیزی شده بودن بهش میگن بیا با ما بریم خونه ما ,دختر هم که خسته شده بوده از خدا خواسته سوار ماشین میشه .


زوج جوون هر چی بهش میگن دختر خونت کجاست تا ما ببریمت خونه میگه من دیگه نمیخوام برگردم خونمون .


خلاصه اونا با سوال هایی مثل اینکه مدرستون کجاست اسم مدرستون چیه تونستن یه ادرس از مدرسش پیدا کنن .


فردا اون آقا به بهونه سر کار رفتن میره مدرسه رو پیدا میکنه و با مدیر صحبت میکنه و مدیر آدرس خونشونو میده و قرار میزارن با هم ببرنش خونشون.

 و زن و مرد جوان که واقعا خدا خیرشون بده دختر همسایه رو آوردن خونه و از پدر و مادرش خواستن دیگه چیزی بهش نگن .


همیشه در حق بچه ها دعا کنیم که آدم های خوب سر راهشون قرار بگیره  و از شر شیطان محفوظ بمونن ان شاالله

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۸ دی ۹۵ ، ۲۰:۵۳
  • ۸ نظر

نظرات  (۸)

سلام استاد عزیز خیلی مثالی که برای اف اوردید قشنگ بود
پدر مادرها هم باید سعی کنن جوری باشن که بچهها حرمتشون رو نگه دارن
به خاطر عاقبت به خیری خود بچه ها
پدرم خدا بیامرز انقدر مرد با محبتی بود که من هرگز نمیتونستم بهش بی احترامی کنم
العان یه وقت هایی فکر میکنم میبینم اصلا لیاقت حفظ قران رو نداشتم
تنها چیزی که به نظرم میرسه دعای خیر پدرمه
که تونستم تو راه قران قدم بزارم
۱۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۳۸ منصوره توکلیان
سلام استاد
واقعا مثالتون جالب بود.
انشالله که هم ما بچه های خوبی برای پدر و مادرمان باشیم وهم بچه هامون باقیات صالحات برای ما باشند.
سلام استاد عزیز
خیلی وقتها حرفهای بی اهمیت و پیش پا افتاده که اصلا فکرش رو هم نمی کنیم باعث رنجش پدر و مادر ها میشه.
البته اونها می بخشن اما رنجش دلشون...
خسارت زیادی برای فرزندان به بار میاره
رب اغفرلی و لوالدی و للمومنین یوم یقوم الحساب.
سلام استاد عزیزمن  .موافقم واقعا پدر و مادر واجب احترام خالص و مخلص هستن که اگر اینطور عمل بشه بهترینها بسوی فرزند جاری میشه .منم بااینکه پدرو ندبدم ولی وافعا دعاشو تو زندگیم حس مبکنم .
پاسخ:
خدا پدر شمارو رحمت کنه وسایه مادرت بالای سرت باشه عزیزم
سلام استاد عزیز 
چه تابیر زیبا وقابل لمسی در باره کلمه ی اف داشتید .بله
احترام به پدر ومادر انقدر اهمیت دارد که خداوند مهربان  در ایات قرآن بلا فاصله بعد از اطاعت از خود به آن اشاره کرده .
خداوندا ما را فرزندان شایسته ای برای والدینمان قرار بده .
آمین
سلام با عرض پوزش در نوشتن کلمه ی تعبیر اشتباه رخ داده 

رعایت حقوق فرزندان نیز یک امر ضروری است چراکه

برخی ازحقوق فرزندان نسبت به والدین:1-همة فرزندان، هدیه خدا هستند ((شوری، ایه49) 2-تلاش برای نجات فرزندان از خطرهای جانی و اخلاقی(سوره هود؛ایه49)3- آموزش رفتارها و روحیات صحیح اخلاقی(آیات 18 و 19 سورةه لقمان )4-مشورت کردن با فرزندان و توجه به دیدگاه های آنان(قصص، ایه26) 5-توجه به آینده فرزندان و امنیت آنها(ابراهیم؛ایه35) 6-پذیرش قول و تعهد فرزندان(آیات 14 و 66 سوره یوسف)7-طلب بخشش گناهان برای فرزندان(آیات 97 و 98 سوره یوسف)و...













 













۱۹ دی ۹۵ ، ۱۸:۵۷ روئین تن
خدایا ما را قدر دان زحمات والدینمان قرارده 
الان که سنم رفته بالا وبچه هام بزرگ شدن  عشقم به پدر ومادرم بیشتر شده انگاری هرچی سن بالاتر میره قدر پدر ومادر رو بیشتر میفهمیم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی