درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

عزیز


  فَلَمّٰا دَخَلُوا عَلَیْهِ قٰالُوا یٰا أَیُّهَا اَلْعَزِیزُ مَسَّنٰا وَ أَهْلَنَا اَلضُّرُّ وَ جِئْنٰا بِبِضٰاعَةٍ مُزْجٰاةٍ فَأَوْفِ لَنَا اَلْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنٰا إِنَّ اَللّٰهَ یَجْزِی اَلْمُتَصَدِّقِینَ (٨٨)یوسف


پس چون [برادران] بر او وارد شدند گفتند اى عزیز به ما و خانواده ما آسیب رسیده است و سرمایه‏ اى ناچیز آورده‏ ایم بنابراین پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خدا صدقه‏ دهندگان را پاداش مى‏ دهد


🙏💚🙏💚🙏💚🙏


شاید بشه بعضی وقتا, بعضی جاها مزه بهشت رو احساس کرد 

قدم زدن در جابی که انگار پر از امنیته 

پر از عشقه

یه وقتایی تو دلمون حرفایی هست که انگار برای هیچکس نمیتونیم بگیم 

دلت کسی رو میخواد مهربون ,امین و مشگل گشا 


تا با خیال راحت کنارش بشینی و دردل کنی 

اونقدر که وقتی داری از پیشش میری کلی سبک شدی 

دلت میخواد دوباره شروع کنی از اول , دوست داری خوب بشی خوبتر و خوبتر 

انگار دلت مثل آینه میشه , صاف صاف

جایی که همه  دست خالی میرن و دست پر برمیگردن و حالشون خوب میشه !!!

 

کنار حرم وایسادم و بدون مقدمه شروع کردم به حرف زدن و مطمئن بودم کلمه به کلمه عزیز گوش میده و داره برام یواش یواش زیر لب  دعا میکنه . 

حالا اطمینان دارم حالم بهتر از این خواهد شد .

ممنونم که منو دعوت کردی خیلی خوش گذشت منتظر دعوتنامه بعدی هستم.

🙏💚🙏💚🙏💚

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۱ دی ۹۵ ، ۲۰:۲۲
  • ۶ نظر

نظرات  (۶)

عالی بود
خوشا به سعادت شما
۲۲ دی ۹۵ ، ۰۰:۳۶ رخساره صبوری
عالی بودالتماس دعا
۲۲ دی ۹۵ ، ۰۹:۵۹ شاگردتون

ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
یا ایهاالعزیز ، أبانا ، قبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یا ناامیدمان ننما یا قبول کن
از یادبرده ایم شما را پدر ، ولی
این کودک فراری خود را قبول کن
رسم کریم نیست که گلچین کند ، کریم 
ما را سوا نکرده و یکجا قبول کن
گر بینوا و پست و حقیریم و روسیاه
اما به جان حضرت زهرا(س) قبول کن
زیارت قبول 😍
خیلـــی قشنگ نوشتید ....
واقعا به دل نشست...❤
التماس دعا🙏
دلخوشم من به محالات رضا
التماس دعا
زیارت قبول
پاسخ:
ممنون قسمت شمابشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی