درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

مهمان رحمت , نه زحمت

فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فِیهٰا أَحَداً فَلاٰ تَدْخُلُوهٰا حَتّٰى یُؤْذَنَ لَکُمْ وَ إِنْ قِیلَ لَکُمُ اِرْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْکىٰ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ بِمٰا تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ (٢٨) نور 


و اگر کسی را نیافتید باز وارد نشوید تا اجازه یابید، و چون (به خانه‌ای درآمدید و) گفتند: برگردید، به زودی بازگردید که این برای تنزیه و پاکی شما بهتر است، و خدا به هر چه می‌کنید داناست



🎉🎀🎉🎀🎉🎀🎉🎀


🍃

سواد" حاصل خواندن زیاد نیست ،


بلکه حاصل تعمق و تفکر ،


در آن چیزیست که خوانده شده !


کارل هیلتی

🌸💜🌸💜🌸💜

به قول علامه بعضی ما دو تا توبه داریم یه توبه برای کارهای بد یه توبه هم برای کارهایی که فکر میکردیم کار درستی بوده و حتی ثواب هم داشته مثل آیه 103 و 104 سوره کهف که زیانکارترین افراد رو اعلام میکنه که الان من با این خاطره که تعریف میکنم همین حس رو دارم .


سال نو و دید و بازدید های داغ عید

 


معمولا تو اقوام کسانی هستند که رفتن به خونشون در حد سالی یک بار هست اونم اگه شانس بیاری و خونه باشن 🚫


هر وقت به  ایه  28 سوره نور میرسم تو کلاس به بچه میگم که تو رفتن مهمونی دقت کنیم درسته مهمونی رفتن خیلی سفارش شده ولی شرایط صاحبخونه رو باید در نظر بگیریم مبادا به جای ثواب عقاب نصیبمون بشه😳


وقتی میرسم به این آیه یه خاطره میاد تو ذهنم 🙈  وحشتناک 🙈


یکی از آرزوهای من تو زندگی اینه که همه با آیات آشنا بشیم و بتونیم واقعا تو زندگی ازشون استفاده کنیم شاید کوتاهی از امثال من باشه, نمیدونم که نتونستیم خوب با آیات فرهنگسازی کنیم 📚


دو سال پیش با  برادر حبیب و خانمش رفتیم خونه مادر شوهرم البته مادر شوهر شماره 2 😎


برای عید دیدنی البته بگم این نوع عید دیدنی از همون سالی یکبارها و تایم نیم ساعت تا چهل و پنج دقیقه بود .


خلاصه بعد از تموم شدن تایم سالانه از همون جا حبیب و برادر بزرگش تصمیم گرفتند با  یه تیر دو نشون بزنن و برن خونه برادر کوچیکشون که پسر همین مادر شماره 2 بود .🎯


به مادر گفتیم, مادر  شما زنگ بزن ببین هستند تا بریم خونشون برای عید دیدنی .

چند بار زنگ خورد ولی خبری نشد تلفن خونه جواب نداد 😑


خب مادر ,به موبایلش بزن 📞


 مادر بنده خدا شروع کرد به گرفتن شماره موبایل پسرش ولی بازم جوابی شنیده نشد 😐


بعد از مادر , حبیب همین شماره هارو با گوشی خودش می گرفت بازم کسی جواب نمیداد 😶


برادر بزرگ حبیب گفت :حالا شماره خانمشو بگیرید 📞


مادر بنده خدا حالا شماره عروسشو گرفت بازم جوابی شنیده نشد 😬


حبیب هم پشت بندش با امر برادر بزرگ همین شماره رو گرفت ولی جوابی شنیده نشد 🙃


واقعا این قوم .... از جون این تلفن چی میخواستن 😎


خلاصه سالی یکبار اونم تایم نیم ساعته ما ,تو خونه مادر به تلفن بازی این دو برادر گذشت من هم دائم تذکر میدادم که بابا وقتی موبایل زنگ میخوره و کسی برنمیداره یعنی الان موقعیت درستی نداره 😶


ولی کو گوش شنوا  اصلا کار خودشونو میکردن تو اینجور مواقع بعد از چند بار تذکر دادن میبینم حریف نمیشم معمولا دیگه سکوت میکنم 😷


 تو این فکر بودم که کاش میتونستم از ⛑  ذوالقرنین  ⛑  کمک بگیرم والا اینا دست بردار نیستند .


خلاصه کار به همین مرحله تموم نشد😉


دو برادر تصمیم گرفتند هر طور شده امروز این صله رحم رو انجام بدن و برای همین تصمیم وحشتناکی گرفتند ولی اینو بگم که من دائم تذکر میدادم با اینکه تصمیم به سکوت گرفته بودم , که بابا شماره هارو دیدن حتما آمادگی ندارن  😡


بیا برگردیم ما که سالی یه بار ده دقیقه میریم خونه اینا خب  یه بار دیگه میایم 😬


ولی انگار اگر ذوالقرنین هم اینجا بود کم میوورد ☹️☹️


حالا از آخرین ترفند این دو برادر برای برادر کوچک از مادر شماره 2  👻👻


گفتند میریم در خونشون  🚕  🚗 


دیگه من طاقت نیوردم گفتم خیلی زشته نباید این کارو بکنید شاید ...


رسیدیم پشت در خونه 🏡


زنگ در خونه رو زدن خبری نشد اینو بگم که آیفون تصویری بود .

با یک بار هم راضی نشدن چن بار زدن باز خبری نشد 👀


گفتم بریم دیگه خدارو شکر نیستند .


در همین لحظه یکی از همسایه ها از خونه بیرون اومد که خطرناک ترین تصمیم در این لحظه گرفته شد ☠


در که باز شد ما رفتیم تو آپارتمان و مستقیم پشت در خونه, زنگ زده شد و در باز شد  همگی تو خونه بودند و با دیدن ما فک کنم سکته نکردند شانس اوردن 😔

در اون لحظه دلم میخواست هر جایی باشم حتی تو جهنم ولی اونجا نباشم 😫😩


 ولی خدا شاهده که تمام تلاشمو کردم که اینارو منصرف کنم ولی نتونستم 😪😪


نشستن ده دقیفه تو این مهمانی به من یک سال گذشت , اگر اسلام و آیات در زندگی درست اجرا بشن و همه ما از معانی و اهداف آیات آگاهی داشته باشیم تو زندگی کمتر دچار اشتباه  و آزار دیگران میشیم .ومیتونیم از کنار هم بودن خیلی لذت ببریم .


آیا واقعا این صله رحم است ؟

هدف از صله رحم تو عید چیه ؟ 

این سر زدن های سالی یکبار تو تایم کم چه مشکل


ی رو حل میکنه ؟ وچه ثوابی داره؟


سه سال از این جریان میگذره ولی من هر وقت این آیه رو میخونم تمام این خاطره بد تو ذهنم میاد و از اینکه نتونستم کاری انجام بدم خودمو سرزنش میکنم .

خدایا کمک کن تا بتونم آیات رو تو زندگی عملی کنم و تو این کار جدی باشم .

آمین

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۰۲ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۵۸
  • ۹ نظر

نظرات  (۹)

عیدشمامبارک کاش این انعطاف پذیری رادشتیدکه نظرات کسانی راکه نسبت شما درپستهایشان کم لطفی می کنندحذف نکنیدتااشخاص بازدیدکننده این سایت خودقضاوت کنند
پاسخ:
یه سری از اشخاص در قلب هاشون مریضی دارن که این مرض باعث میشه از کلماتی استفاده کنند که شایسته گذاشتن در وبلاگ نیست وربطی به انعطاف بنده نداره 

مجدداًاین عیدباستانی راتبریک میگوییم

به نطرم اگرکامنتهای مخالف حاوی کلمات رکیک نباشداصلاًدرخورحذف نیست ؛بانظر نسرین موافقم قضاوت رابگذاریدبه عهده بازدیدکننده سایت .

منتها حذف نکردن کامنت مخالف فاقدالفاظ رکیک نیازمند شهامت است .

پاسخ:
حتما 
من مشکلی ندارم از بابت گذاشتن کامنت مخالف در واقع مخالفت نیست 
یه جور حالت کینه نمیدونم انگار با چند جمله میخوان افکار منو خراب کنند اگر کلمات زشت نداشته باشه حتما میذارم تا خودتون جواب بدید ممنون از راهنمایی شما 

سرکارخانم ابوترابی

درساحل قلبها؛جای پای مهربانان است که می ماند؛وگرنه موج روزگارهرردپایی راپاک می کندتقدیم به کسانی که همیشه درقلب ماجادارندسال نومبارک

درخصوص کامنتهای مخالف -حاوی مطالب فاقدالفاظ رکیک-فقط به یک جمله معروف ازمایک تایسون -ورزشکار-اشاره میکنم :

هر کس با شما جنگید، دشمنتان نیست و هر کس به شما کمک کرد، دوستتان نیست.

پاسخ:
سال نو شما هم مبارک ممنون از مطالب زیبایی که میذارید و به بنده روحیه میدید  
باید سعی کنم ظرفیتمو بالا ببرم تا بتونم راحت تر باشم البته تو هر کاری همیشه یه عده هستند که نمیتونن احساسات خودشونو راحت بیان کنن برا همین متوسل میشن به جملات زشت  

زندگی آینه ای است که ما خود را در آن می بینیم،  نوع رفتار دیگران با ما نشانه ی وجود منشاء آن نوع رفتار در خود ماست که بعنوان همسان جذب شده است و بدینگونه می توان عیوب خود را یافت،

اگر مخالفان خود را به‌ پای چوبه‌ی اعدام می کشانی،  بدان‌ صاحب عقلی هستی بسان طناب 

و اگر مخالفان خود را به‌ زندان می فرستی،  بدان صاحب عقلی هستی بسان قفس

و اگر با مخالفان خود به‌ جنگ درمی افتی  بدان صاحب عقلی هستی بسان چاقو

 و اما اگر با مخالفان خود به‌ بحث و گفتگو می پردازی و آنها را متقاعد می سازی و به‌ سخنان حق آنها قناعت می کنی،  بدان صاحب عقلی هستی‌ بسان عقل.

بودا

امام خمینى "ره"هیچ گاه از شنیدن نظر مخالف برآشفته نمی شد، بلکه به تحلیل آن می پرداخت و بطلان و عدم بطلان آن را یادآور می گشت

یک بار امام خمینى "ره"از استادشان نقل می کردند که تقریرات درس را کسى آورده بود خدمت ایشان. فرموده بودند که این ها همه مطالب من است، پس مطالب خودت کو؟! تو چه نوشته اى؟ و اگر مطلبى از خودت نداشتى لااقل در این زیر، نطر مخالف می گفتى تا خودت را آنجا نشان بدهى

گفته اند که امام خمینى "ره"به منظور تشویق شاگردان خویش در جهت تحقیق و نوآورى هاى فقهى چنین می فرمود"

روضه خوانى نیست! چرا به مطالبى که من می گویم اعتراض و اشکال نمی کنید

عیدبرشما وخانواده محترم مبارکباد.

پاسخ:
سلام وتقدیم تبریکات عید باستانی
مطالب شما زیبا و متین 
بنده هم از انتقاد بسیار استقبال میکنم ولی اگر از حد انتقاد پا فراتر بره دیگه بشه مصداق و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما  دیگه صلاح نمیبینم که بحث ادامه داشته باشه   
سلام استاد بزرگوار .این مشکل شما نبوده که دیگران به نظر و حرف شما توجه نکردن .این اقایون همیشه مخصوصا وقتی دوتا میشن ویا پای کسی از خودشون در میان باشه کار خودشونو انجام میدن .شماهم برات اصلا مهم نباشه نظرات ادمهای بی جنبه ای که فقط,منتظرن یه چیزی ببینن یا بشنون و خلاصه بل بگیرن ..
پاسخ:
ممنون که درکم میکنی 
سلام
برای من هم امروز چنین اتفاقی افتاد
با اینکه تو گروه فامیلی گفتم که هر کس خواست بیاد خونه ی ما نیم ساعت زودتر زنگ بزنه (چون بچه کوچیک دارم) بازم گوش این قوم بدهکار نیس
دم در خونه مون که رسیدن به موبایل شوهرم زنگ زدن و گفتن در رو باز کن. 😨😨😨😨😨😨😨😨😨
بچه ها هم تازه از خواب بیدار شده بودند😴😴😴😴 تشک بچه ها هنوز پهن بود دیدم دم در واحدمون باز شده به همراه شوهرم و گفتن یاالله دارن میان تو...فک کنم هدف شون از صله رحم فقط ضایع کردن من بود..که حاصل شد😐😐😐😐😐😐فی قلوبهم مرض و دیگر هیچ
پاسخ:
تو عید باید خانم ها مثل سربازخونه آماده باشن 
سلام
خیلی عالی بود
با این راحتی که شما در گفته هاتون دارین تقریبا غیر ممکنه نظری که قابل نشر باشه رو نشر ندین
پس حتما کار درستی کردین
پاسخ:
اصلا متوجه نظرتون از کلمه راحتی نشدم 
سلام خیلی عالیه استفاده کردم .
منظورم بدون تکلف گفتنتون هست.
همین که صمیمانه خاطراتتون رو چه بذ و چه خوب میگین  خیلی قابل استفاده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی