درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

حاجت


أَ 


الم یان لِلَّذِینَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکْرِ اَللّٰهِ وَ مٰا نَزَلَ مِنَ اَلْحَقِّ وَ لاٰ یَکُونُوا 

کَالَّذِینَ أُوتُوا اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلُ فَطٰالَ عَلَیْهِمُ اَلْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ کَثِیرٌ مِنْهُمْ فٰاسِقُونَ (١٦) حدید


"آیا نوبت آن نرسید که گرویدگان (ظاهری از باطن به خدا بگروند و) دلهاشان به یاد خدا خاشع گردد و به آنچه از حق نازل شد بذل توجه کنند و مانند کسانی که پیش از این برایشان کتاب آسمانی آمد (یعنی یهود و نصاری) نباشند که دوره طولانی (زمان فترت) بر آنها گذشت و دلهاشان زنگ قساوت گرفت و بسیاری فاسق و نابکار شدند؟"


💜💚💜💚💜💚


هیچوقت فراموش نکن


اگر حس روییدن در تو باشد


حتی درکویر هم رشد خواهی کرد..


💚💜💚💜💚💜💚


داشتم به یکی از  شان نزول های  این آیه فکر میکردم که چطور میشه یه تلنگر اینطوری آدم رو تغییر بده چقدر خود شخص میتونه موثر باشه یا اینکه کسی براش دعا کرده یا میتونه اینطور باشه که برگشته به اصلش و یا ... یهدی من یشاء.

میتونه برعکسش هم اتفاق ببفته یعنی با یه اتفاق مسیر زندگی یه نفر عوض بشه و همه داشته هاشو از دست بده .

یکی از دعا های من هر روز برا خودم و بچه ها اینه که خدایا همیشه برای بهتر شدن یه چیزی سر راهمون بذار یه دوست یه کتاب یه استاد یه .....



پرسیدن بدترین چیزی که در دنیا هست چیه ؟

یکی گفت مریضی یکی گفت فقر و نداری 

پیری که در مجلس بود گفت من به شما میگم که بدترین در دنیا نه مریضی نه فقر است بلکه فرزند بد است که فقر و مریضی در مقابلش چیز مهمی نیست.


🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃


امروز شهر خیلی خلوته انگار هیچ کس نیست نه سری نه صدایی انگار تو تهران به شلوغی عادت کردیم .

عصر روز 13 دلم هوای زیارت کرد هوای قشنگی بود مخصوصا که بارون هم نم نم میومد .

با فرزانه راهی شدیم برای زیارت امام زاده صالح.


این امام زاده چون شمال تهرانه یه خورده تیپ

آدم هایی که میان برای زیارت متفاوت تره .

وارد حرم شدم بعد از زیارت رفتم نشستم روبروی ضریح و نگاه میکردم آخه خودم هم خیلی با آقا حرف داشتم .

خوبی امام زاده ها اینه که احساس میکنی کنار یه دوست نشستی که همه جوره از محبتش خیالت راحته .

خانمی اومد کنارم نشست خب از نظر ظاهر میشد گفت که به قولی بچه بالا شهریه .

نمازشو خوند و شروع کرد به دعا کردن بعد به من گفت شما یه دعا بلد نیستی که من بخونم و حاجت بگیرم ؟

من هر دعایی که به فکرم میرسید گفتم , ولی گفت همه اینارو خوندم اما جواب نگرفتم .

و شروع کرد به گریه کردن 😪😪

حالا حاجتت چی هست ؟

گفت پسرم دائم الخمره !!!

یعنی چی؟

بنده خدا خانومه گریه میکرد و تعریف میکرد .

گفت دو تا پسر دارم دو قلو هستند متولد 72 .

به چی اعتیاد داره ؟

الکل سفید ؟

داشتم شاخ در میوردم آخه الکل خالی مگه خوردنش لذت داره ؟ گفت اره الکل خالص که باهاش آمپول میزنن از داروخانه میگیره و میخوره 😞😞

حالا چی شد که این بچه به این روز افتاد ؟

گفت پسرم درسش خیلی خوب بود رشته ریاضی بهترین مدرسه سال اول که کنکور شرکت کرد رتبش برا رشته ای که میخواست خوب نبود یه سال صبر کرد سال بعد که شرکت کرد معماری قبول شد ولی سنجش گفته بود اول دفترچه خدمت و سربازی, که پسرم چون نمیخواست بره سربازی قید دانشگاه رو هم زد .

روزاشو بی هدف با رفیق هاش میگزروند که یه دفعه فهمیدیم که معتاد به الکل شده هر کاری کردیم نتونستیم ترکش بدبم هر روز بدتر میشه تمام دندون هاش ریخته کبدشو از دست داده و معدش کلا خرابه در روز یه وعده غذا میخوره اونم نمیتونه هضم کنه .شب ها تا صبح بیداره روز هم تا مرز جنون عصبانیه و هیچ لذتی تو زندگی نداره , نگاهش که میکنم میگم أخه بچه تو چرا با اون همه استعداد اینطوری شدی الان باید سر کلاس دانشگاه باشی , اشک های مادر همینطور میریخت .

واقعا چیزی رو که اسلام حرام کرده حالا میشه به رازش پی برد .

بنده خدا گریه میکرد و میگفت کاش زودتر بمیره راستی یه  مادر چقدر باید زجر بکشه که این جمله رو بگه 😪

من دوست داشتم آرومش کنم ولی خودم هم گریه ام گرفته بود .

گفتم بازم دعا کن خسته نشو .

گفت خسته نشدم که امروز که همه رفتن تفریح من اومدم اینجا .

البته بهش گفتم محبت کن  به پسرت ,دکتر ببرش . 

گفت اصلا این الکل کاری با این جوون کرده که اصلا حاضره تمام هستیشو بده ولی این زهر مار کنارش باشه . 

اصلا یادم رفت که من برای چی روز 13 اومدم اینجا ؟

وقتی غصه اون خانوم رو دیدم انگار غصه خودم از یادم رفت .

چطور میشه یه دفعه مسیر زندگی آدم عوض میشه ؟

اگه دانشگاه رفته بود , به اینجا میرسید ؟

بعضی ها تحملشون کمه با یه ناگامی به هر چیزی متوسل میشن حالا یه جوون 72 ای مثل یه پیر مرد شده و تمامی اعضای بدنش داره نابود میشه .

ولی ممطمئن بودم که دست خالی از حرم نمیره و انشاالله پسرش نجات پیدا میکنه .

خدایا تو انتخاب ها کنارمون باش تو کم اوردن ها کمکمون کن و هیچوقت دستمونو رها نکن الهی آمین .


شک نکن !!


درست در لحظه ی آخر ،


در اوج توکل و در نهایت تاریکی...

در اعماق گریه ها و نا امیدی ها...

در اخر تنهایی و بی کسی...


نوری نمایان می شود...

معجزه ای رخ می دهد...


خدا از راه میــرسد...!

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۱۵
  • ۱۷ نظر

نظرات  (۱۷)

سلام استاد عزیزم 
باز هم خاطره های شما درس بزرگی داد و یه تلنگری به من مادر 
که همین که بچه های خوب و سالمی دارم خیلی خدا رو باید شاکر باشم البته همه کامل نیستن  
بعضی وقت ها فشار هایی که ما به بچه هامون وارد میکنیم متوجه ضرر هاش نمیشیم هر کسی توانایی داره اما ما بالاترین حدش رو میخایم 
خدایا برای همه چی ممنونتم دوست دارم که همیشه هوای زندگی و بچه ها مو داری
سلام
دعاهای امروز خیلی قشنگ بود.
برای همه شون:آممممیییین
ان شالله همه حاجت بگیرن
استاد خیلی سخته که با تمام وجودمون دعا کنیم ولی به خواستمون نرسیم
مخصوصا اگه تو سختی و تلخی روزگار گیر کنیم
تا خدا نخواد نمیشه
حالا ما نمیدونیم چی برامون بهتره ولی واقعا بعضی وقت ها ادم کم میاره

چقدر دردناک 
امیدوارم خدا کمکشون کنه 
ایکاش سربازی رفته بود 
چرا پسرا انقدر از سربازی بدشون میاد .. آخه سربازیم که نمیرن عمرشون رو اینطوری هدر میدن . پای دوستاشون و  دور دور تو خیابونا و ی زندگی بی هدف 😐😐😕 

استاد عزیز میشه درباره ربا و آیات قرآنی مربوط به آن هم مطلبی داخل کانال قرار بدین 
متاسفانه در کشور ما بانک ها ربوی شدن 
و مردم هم یا از روی ناچاری و یا از روی طمع پولهاشون رو داخل بانک قرار میدن ..
ربا گناه خیلی بزرگیه و من به عنوان ی جوون هر وقت این مسئله رو در کشورم میبینم بغضم میگیره و تنها کاری که میتونم بکنم اینکه به دوستام و آشنایانم درباره اش توضیح میدم 
اگر میشه داخل کانال مطلبی درباره آیات قرآنی مربوط به آن که علنا خدا آن را جنگ با خود و رسولش اعلام کرده بفرمایید 
با تشکر 
۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۸:۲۶ منصوره توکلیان
سلام استاد عزیز
خیلی دردناک بود.همینجوری اشکام سرازیره.آخه مگه همش چند سالشه!
انشالله که خدا هیچ وقت با فرزند امتحانمون نکنه.
سلام.امروز یک سجده شکر بر خودم واجب دیدم چرا که بدون کوچکترین زحمتی خدا به به فضل خودش به من دو فرزند سالم وصالح مرحمت کرد ه خدای شکرت وفرزندانم باقیات صالحات برام قرار بده امین
پاسخ:
الهی امین 
سلام استاد منم هر چی دعا می کنم کار گیرم بیاد نمیاد ای کاش سر کلاس هاتون برام دعا می کردید من قران را حفظ می کنم همش دارم به این فکر می کنم اگر حفظم تموم بشه من از بیکاری چیکار کنم از همه تون می خوام برام دعا کنید آخه آدم فوق لیسانس باشه بعد هم بیکار باشه درد بزرگیه . تا الان قران بهم آرامش داده 
عجب...!!!
سلام استاد خیلی دردناک و ناراحت کننده بود انشاالله خداوند اون پسر و دوباره به مادرش هدیه بده پاک و سالم
سلام استاد انشاالله همه عاقبت بخیر بشن و اون پسر سالم بشه الهی امین
چه دردناک😢ان شاالله آرامش به هرکسی که انتظارشو میکشه برگرده....🙏
۱۸ فروردين ۹۶ ، ۰۷:۴۰ محمد بلادی چولابی
 سلام واقعااشک ماراهم دراوردی  خواهر اللهم عجل لفرج مولا نا الصاحب الزمان
پاسخ:
سلام استاد 
شاید دیدن این خانم و خاطره اش باعث شد که هزاران نفر برای پسرش دعا  کنند ان شاالله نجات پیدا کنه 

سلام استاد گرامی.ممنون از مطالب قشنگ شما.توسط یکی از اقوام با وبلاگ شما آشنا شدم.واقعا عالیه.امتحان شدن با فرزند خیلی سخته.چند ماه بعد از مرگ پدرم،مادرم ارث پدرم را بین ما تقسیم کرد،اما یک نفر اذیت کرد و حالا کار به شکایت کشیده شد.همیشه به مادرم میگم ظرف وجودی شما خیلی بزرگه که اینجور امتحان میشی.برای مادرم خیلی دعا کنید.
پاسخ:
حتما
سلام استاد خیلی درناک بود یه لحظه خودم جای اون مادر گذاشتم اشک توچشام جمع شد دلم زیر ورو شد و از ته دل براش دعا کردم برای خدا کاری نداره که این جوون نجات بده خدایا عاقبتشو خیر کن دل این مادر  وشادکن
۱۸ فروردين ۹۶ ، ۲۳:۳۴ محمد بلادی چولابی
انصافا کارشماهمشیره مصداق این ایه شریفه ازسوره مایده است ومن احیاها فکانما احیاالناس جمیعا. هرکس انسانی راازمرگ  رهایی بخشد چنان است که گویی همه مردم رازنده کرده است
پاسخ:
ممنون استاد  خدا ما رو وسیله قرار داد تا همگی برای این بچه دعا کنیم خدایا عاقبت جوون هارو ختم بخیر کن عافیت دنیا و اخرت 
سلام استاد گرامی 
خاطره ی زیبایتان تلنگری دوباره برما زد که دوباره یاد اوری کنم بر خودم این ایه ی شریفه را ومااصابک من سییه فمن نفسک    هر اتفاق بدی در زندگی حاصل رفتار خود ما است ودر واقع به کار نبردن ایات الهی وگرنه خداوند سر شار از رحمت وبرکت است امید وارم همه از جمله خودم وقتی دچار گرفتاری  می شوم سریع به خودم مراجعه کنم بدون اینکه دنبال عوامل بیرونی باشم این امر کار هر کسی نیست چون ظاهرا ادمها تنها چیزی که نمی بینند اعمال خودشان است  بازهم از شما سپاسگزارم  که با نوشتن واقعیتهای جامعه تلنگری به ما می زنید 
پاسخ:
همیشه اتفاقات نتیجه اعمال ما نیست بعضی وقتا امتحانه 
خیلی از ادم های خوب با اتفاقات عجیب امتحان میشن دلیل نداره که بدی کرده باشن پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی