درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

خدا نکند که پرده ها فرو افتد

قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِیلًا. 84 اسراء


بگو که هر کس بر حسب ذات و طبیعت خود عملی انجام خواهد داد، و خدای شما به آن که راهیافته‌تر است (از همه کس) آگاهتر است.


🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸


‍ ‍ شهادتین پروفسور اروپایی پس از جراحی آیت الله محمد هادی میلانی


 پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند.


ایشان در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند، پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم. 


وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای_کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است.


بعد از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که ایشان را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند و اینچنین شدکه مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در خواجه ربیع، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند قرار دارد.


🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈🌸🌈



شنیده بودم هر طور تو دنیا زندگی کنیم و هر رفتاری داشته باشیم موقعی که مرگ انسان میرسه و تو حالت طبیعی نیست اون موقع درون واقعی انسان برای دیگران مشخص میشه ولی خود شخص متوجه نیست که بتونه کنترل کنه همین وضعیت زمانی که ما از بیهوشی داریم بهوش میایم هم اتفاق میفته .

از اطرافیان یه آقای مسنی بود که تو زندگیش خیلی رفتارش جالب نبود یعنی فحش دادن و اذیت کردن براش یه کار عادی بود .

اتفاقا تو روزای آخر عمرش الزایمر گرفت و دیگه اشخاص رو یکی در میون میشناخت .

و متوجه نبود چی میگه با اینگه اطرافش از بستگان بزرگ و کوچیک زیاد بودن ولی حرفای زشت و نا مربوط میزد شنیدن این حرفا برای اونایی که دور و برش بودن مخصوصا بچه هاش سخت بود ولی کاریش نمیشد کرد .تا اینکه از دنیا رفت .


در مقابلش یادمه یکی از دوستان قرآنی , خانمی بود که برای عمل به بیمارستان رفته بود و موقع به هوش اومدن پرستار ها میگفتند سوره مریم عبد الباسط رو بادصدای بلند میخونده.

 خیلی جالب بود وقتی به هوش اومد پرستار ها متوجه شدند که ایشون مرتل قرآن بود .

پس در لحظاتی که در اختیار ما نیست چیزهایی رو میگیم که بیشترین ذکر مون تو دنیا بوده , یعنی رفتار های تکراری و واقعی ما در شبانه روز ,در واقع خود واقعی ماست که بدون اختیار کارهای هر روز رو تکرار میکنه .

حواسمون باشه در روز بیشترین جملاتی که داریم چه جملاتی است ؟

آیا اگر یه روز صدامونو ضبط کنیم تا آخر شب بعد بشنویم راضی خواهیم بود ؟


خدایا تو ستار هستی ازت میخوام در این شب قشنگ تا لحظه ای که در قبر قرار میگیریم آبروی مارو تو دنیا جلوی مردم حفظ کن.  

آمین

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۲۲:۴۸
  • ۱۷ نظر

نظرات  (۱۷)

سلام استاد
خیلیییی قشنگ بود
پاسخ:
ممنون گلم
امین
😇💚 
چقد قشنگ بود😇قربون خدا که ستارالعیوبه🙏🏼❤️
واقعا قشنگ بود ولی ما امیدمون به ستارالعیوب بودن خداست که طبق دعای زیبای شمااستاد،ان شاالله خدا آبرومونو نریزه.خاطره تون منو یاد ی قسمتی از زیارت امام رضا(ع)انداخت،که میگه:
اگر کوهها میدانستند درون من چه میگذرد مرا درهم میشکستند.اگر آسمانها میدانستند مرا میربودند.اگر دریاها میدانستند مرا در امواج خود غرق میکردند.

الف)باید دید که ذکر چه نقشى در زندگى انسان، سعادت و تکامل او دارد؟ مگر آنان که ذکر نمى گویند و توجه قلبى به خداوند ندارند در زندگى دایماکم مى آورند و شکست مى خورندپس بایدغربیها دچار این مسیله باشندکه برعکس آن اتفاق افتاده است؟

ب)گاه مى شود که ذکر لفظى  هیچ فائده اى در بر ندارد و آن در صورتى است که ذکر گفتن به صورت یک عادت صرف در آید و تنها لقلقه زبان باشد و انسان توجهى به  معناى آن نداشته باشد

براى بسیارى از ما، خواندن برخى از دعاها و اذکار ویا خواندن قرآن به صورت یک عادت خشک درآمده است و اندک توجهى به محتواى آنها نداریم، از این جهت هیچ تأثیرى و دگرگونى در درون ما ایجاد نمى شود. ممکن است در ابتدا با توجه کارى را شروع کنیم و ذکرى را بر زبان جارى سازیم، مثل اینکه مى شنویم که در روایتى وارد شده است که تسبیحات فاطمه زهرا(علیها السلام) یا فلان ذکر چقدر ثواب دارد، از این جهت با توجه آن تسبیحات را مى خوانیم ولى رفته رفته از توجه مان کاسته مى شود، تا جایى که آن الفاظ را به صورت یک عادت و بدون اندکى توجه بر زبان جارى مى سازیم. البته گفتن ذکرهایى چون «اللّه اکبر»، «لااله الاّاللّه» حتى اگر انسان تا وجهى به آنها نداشته باشد، بهتر از حرفهاى پوچ و زشت است اما تأثیر روحى مطلوب در انسان پدید نمى آورد .
پاسخ:
سلام
این اتفاق برای هرکس میفته چه مسلمان چه غیر 
در واقع بیشترین جملاتی که در روز استفاده میکنیم در اون زمان تکرار میشه ربطی به ذکر نداره 
فقط من یه سوال برای خودم. پیش اومده که. ایا برای افراد لال هم اتفاق میفته ؟




مرحوم آیت الله العظمی حاج سید احمد خوانساری (ره) از مراجع بزرگ تقلید شیعه، به دلیل بیماری زخم معده به دستور پزشک معالج در بیمارستان بستری شدند، ایشان اجازه بیهوش کردن خود را نمی‌دادند زیرا معتقد بودند هنگام بیهوشی مرجع تقلید، تقلید مقلدین اشکال پیدا می‌کند و از طرفی چون ایشان سالخورده بودند و در وقت بستری شدنشان 89 سال از عمرشان می‌گذشت، طاقت و تحمل جراحی بدون بیهوشی را نداشتند.

دکتر معالج به ایشان عرض می‌کنند طبق آزمایشها و عکسبرداری ها باید حتما عمل جراحی انجام شود.

مرحوم آیت الله العظمی خوانساری(ره) می‌فرمایند: مانعی ندارد، عمل جراحی را هروقت خواستید شروع کنید اما بیهوش نکنید ولی قبل از آن به من خبر دهید که با تلاوت قرآن و توجه به آن، مشکل بی‌هوشی حل شود.

دکتر جراح پذیرفت و لحظاتی بعد عرض کرد: ما آماده هستیم دست به کار شویم،‌ آیت الله خوانساری فرمودند: هروقت من شروع به خواندن قرآن کردم، شما هم شروع کنید،‌ دکتر می‌گوید، تا ایشان شروع به خواندن سوره انعام کردند، دست به کار شدیم، هنگام انجام عمل و چنان ایشان بی‌حرکت بودند که گویا در حال بی‌هوشی کامل هستند،‌ بعد از جراحی و دوختن و اتمام کار، عرض شد آقا کار ما تمام شد، ایشان قرآن را بستند و گفتند:

صدق الله العلی العظیم.

عرض کردم: آقا دردتان نیامد؟ فرمودند: مشغول قرآن بودم، نفهمیدم.

پاسخ:
خیلی جالب بود نشنیده بودم 
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۸:۱۵ محمد بلادی چولابی
خواهرجان شاهکا ربود اعلی علیین  ومنقلب کننده
پاسخ:
ممنون استاد
سلام استاد خوبم 
بسیار عالی و قشنگ بود اقای پروفسور چه سعادت قشنگی نصیبش شده بود به وضوح دیده بود تفاوت دو نفرو 
۲۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۲۰ رنگ سبزرودوست دارم...

عالی مثل همیشه
پاسخ:
ممنون دوست گلم 
امیدوارم خدا واقعا آبرومونو حفظ که
و ان شاالله قرآن حافظ ما باشه و همیشه ذکر لبمون🌹
خیلی زیبا بود🌺🌺
سلام. اگه شانس من بود وسطش سوره انعام یادم میرفت کامل در جریان جراحی قرار میگرفتم و از شدت درد به خدا میرسیدم!! 😂😂😂😁😁😁😁
پاسخ:
راست میگی ؟
سلام .روزی که خیلی از مادور نیست .وقت رفتن است .خدای درآن روزسخت توکل ما فقط به توست.نه امیدی به عملم است نه ازکار .الهی چنانکن سرانجام کار که تو خوشنود باشی وما رستگار.
سلام خدمت استاد بزرگوار. 
یک ضرب المثل ایرانی است که میگه در کوزه همان تراود که در اوست به نظر من برای خداوند که همواره ناظر براعمال ماست نیازی نیست تا زمان مرگ بترسیم که شالوده ی وجودمون پیدا خواهد شد وخیالمون از اینکه خداوند ستار العیوب باشه راحت باشه  
باعنایت به ایه ی شریفه ی الم یعلم بان الله یری شاگرد ممتاز هستی باشیم وهر عملی از ریز ودرشت به خداوند عرضه کنیم وباتوکل به او انجام دهیم ان الله یحب المتوکلین
ان الذین امنوا وعملوالصالحات طوبی لهم وحسن ماب 
لپ کلام انکه خداوند در ایه ی۱۴ سوره ی مبارکه ی طه می فرمایند 
اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی واقم الصلاه لذکری 
سلام بر استاد عزیزم .مپثل همیشه عااالی و هشدار دهنده .ممنون .
پاسخ:
ممنون گلم
سلام استاد گرامی.ممنون از مطالب قشنگ شما.واقعا همینه موقع مرگ باطن واقعی ما ظاهر میشه.خوشا به سعادت کسانی که زمان مرگ شهادتین را به زبان می اورند.مادربزرگم زمان مرگ سه بار گفت راضیم به رضایت و شهادتین را خواند و از دنیا رفت.مادرم پیش ایشان بود در ان لحظه و میگفت انگار از او اجازه میگرفتن برای رفتن که سه بار گفت راضیم به رضایت.انشاالله ما هم مسلمان از دنیا برویم.امین یا رب العالمین.
سلام استاد عزیز چه خوب که حواسمان باشد

 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی