درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

کاتولیک تر از پاپ

هُوَ اجْتَبَاکُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ ... 78 ح

و در طلب رضای او به قدر طاقت بکوشید) او شما را برگزیده (و به دین خود سرافراز کرده) و در مقام تکلیف بر شما مشقت و رنج ننهاده



🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍃



استاد علامه حسن زاده آملی

بدون تعصب مذهبی، حاشا و کلا، بنده خودم در یکی از نوشته هایم عنوان کرده ام و گفته ام که [من از دین بدر آمدم و دوباره دین را قبول کردم.] 


خواه مردم بپذیرند خواه نپذیرند. 

بنده، بله بنده، حسن زاده آملی از دین بدر آمدم  دوباره دین را پذیرفتم. بنده دین آبایی ندارم، دین تقلیدی و طایفه ای ندارم، من اثنی عشریه به تحقیق شدم، نه به تقلید. من قائل هستم به قائم آل محمد علیهم السلام به تحقیق، نه به تقلید.

من قرآن را کتاب دینم و پیامبرم را و ائمه اطهار را یک به یک تا قائم آل محمد علیهم السلام به تحقیق پذیرفتم، 

نه به تقلید. خواه مردم بپذیرند خواه نپذیرند

🥀🍃🥀🍃🥀🍃🥀🍂🥀🍃🥀🍃

حبیب یه دوستی داشت که تو راه کربلا خیلی اتفاقی با هم دوست شده بودن، اقا داود یه پسر بیست و چند ساله جوان و پر انرژی و متدین بود که توی یه روستا زندگی میکرد و ما بعد از اون سفر باهاشون رفت و امد خانوادگی پیدا کردیم و خیلی وقت ها به خاطر مهمون نوازی و خوش رفتاری شون چند روزی میرفتیم خونشون



اقا داود با اینکه خیلی جوان بود ولی صبح قبل از اذان صبح بلند میشد نماز و دعا  میخوند, بعد نزدیک اذان میرفت مسجد و اذان میگفت نماز صبح هم مسجد میخودند و بعد میرفت سر کار ، ابن کار رو هر روز چه تابستون چه زمستون انجام می داد


اینو بگم که این آقا اون موقع سواد در حد ابتدایی داشت ولی واقعا میشد رفتار خوب یه مسلمون رو تو زندگیش دید .


مخصوصا مهمون نوازی که از خصوصیات خیلی خوبش بود برا همین با اینکه تو روستا بود ولی رفت و آمد زیادی داشت , دلیلش هم سادگی و اخلاص این آقا بود که خیلی راحت بود با مهمون ها و دیگران هم احساس راحتی میکردند تو خونش البته ناگفته نمونه که خانمش هم از خودش بهتر و عالی تر .

یه بار که خونشون بودیم گفت قبل از شما یه عروس و داماد برا ماه عسلشون اومده بودند خونه ما ....

ورفتار این عروس خانم براشون خیلی عجیب بود و هنوز انگار حالت بد و خستگی از بودن این عروس تو وجودشون بود .


ما هم مشتاقانه منتظر بودیم که آقا داوود برامون تعریف کنه.

 راستی داخل پرانتز بگم که داوود وقتی چیزی رو تعریف میکرد اینقدر بامزه میگفت که دیگه نمیتونستی جلو خند تو بگیری 

عروس خانم یکی از طلبه های جامعه الزهرا قم بود که ظاهرا اسلام رو انگار از لای کتاب های تو حوزه پیدا کرده بود و یه نگاه به دور برش نکرده بود که همه اطرافیانش تو شهر مسلمون هستند و این دین ایشون همچین دین جدیدی نیست !

البته من دوست طلبه زیاد دارم که یکی از یکی بهتر، و واقعا رفتاری که از ایشون گفتن شبیه هیچ مسلمونی نبود!


آقا داوود گفت وقتی اومدند خونه ما گفتند که باید یه اتاق جدا بهشون بدیم چون عروس خانم با هیچ مرد نامحرمی حرف نمیزنه 


خب اطاعت امر شد و اتاقی در اختیار ایشون قرار گرفت که کسی مزاحم نشه 


بعد اینکه اگر غذایی درست میشه باید مورد رویت ایشون باشه👀


مثلا وقتی که خانم آقا داوود برای ناهار مرغ درست کرده بود ازش پرسیده بود این مرغ ذبح شرعی شده ؟شما دیدید؟😳😳😳


خانم صاحبخونه که بنده خدا سواد هم نداشت و سن و سال کمی داشت گفت ذبح شرعی چیه ؟


-یعنی خودتون کشتید مرغ رو یا از مغازه خریدید ؟


گفت اینو از تعاونی کارخونه بهمون دادند .


عروس خانم لب به غذا نزدند و فرمودند که باید خودتون ذبح کنید اینا از نظر من شرعی نیستند چون یه بسم اله برا همشون میگن و سراشون با دستگاه زده میشه ...,,و ادامه اوامر ایشون .


خلاصه آقا داوود اطاعت امر کردن و مرغ در داخل خونه رو به قبله با مراسمات خاص ذبح کردند و ایشون نوش جان فرمودند .


راستی اینم بگم که گفت این خانم تا پیش صاحبخونه بود چادر مشکی سرش بود با پوشیه مشکی در واقع یه چیزی سرا تا پا مشکی و اینکه حرف هم در حضور مرد غیر از شوهرش نمیزد .


آقا داوود گفت: از سر کار اومدم وارد خونه شدم و با صدای بلند سلام کردم به این خانم هم سلام کردم و احوال پرسی !


دیدم بلند شد رفت تو اتاق , بعد از چند لحظه اومد بیرون 😳😳😳😂😂😂😂😂


وقتی گفت براچی رفته بود تو اتاق داشتم هم از خنده میترکیدم هم عصبانی 😁


این دیگه چه موجود عجبیه ؟


خانممم بعدا از ش پرسید برا چی رفتی تو اتاق در و بستی؟؟؟ وقتی آقا داوود بهت سلام کرد ؟


گفته بود من رفتم تو اتاق چون جواب سلام واجب بود تو اتاق جواب دادم تا صدای منو نا محرم نشنوه .


اینارو که تعریف میکرد دلم میخواست دو دستی بزنم تو سر خودم و دونه دونه موهامو بکنم 😡


آخه این چه دینیه؟ چه خدایی؟ اینا چیه ؟


خلاصه سرتون رو  درد نیارم رفتارهای دیگه این خانوم تو چند روزی که مهمون آقا داوود بودن خیلی عجیب بود .


راستی دین واقعی اینقدر سخته ؟؟؟

کجای دین اینارو نوشته ؟

آیا این خانم حتی خودش میتونه یک ساعت مهمان داری کنه با این اوصاف و رفتار  ؟ 

خلاصه با تعریف های شیرین آقا داوود کلی اون شب تعجب کردیم , خندیدیم  و خیلی هم به فکر فرو رفتیم!

خدایا میدونم وقتی امام زمان تشریف بیارن تازه میفهمیم که دین راحتی داشتیم و بعضی وقتا جاهلانه زندگی رو به خودمون و دیگران سخت کردیم .


خدایا به ما فهم دین در خدمت به خلق و خالق عطا بفرما 

🙏🏼🙏🏼🙏🏼🙏🏼

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۰۲
  • ۱۳ نظر

نظرات  (۱۳)

چقدر عجیب بوده رفتارشون 
😕😕😕😐😐
سلام استاد
خیلی با حال بود😅😅😅😅😅
واقعا اینجور ادمها باعث میشن عده ای از دین داری بدشون بیاد
خدا نصیب نکنه 
ببخشید انگار
داعشی بوده
پاسخ:
وای مردم از خنده. , داعشی خیلی با حال بود 
جالب بود....
برای من این سوال شده این چند روز نزدیک به انتخابات...
که 
آیا درسته خانم های جوان که به ظاهر محجبه هم هستند سر چهارراه ها می ایستن و تبلیغات ریاست جمهوری رو میکنن....آخه یعنی چی...بنظر من که آبروی بقیه چادری ها را هم میبرند.
میشه استاد جواب بدید..ا..
پاسخ:
چی بگم 

ازدین فقط قل قل کردنش وگاهاًتعصبات رافهمیدیم نه معنای اصل وواقعی دین.

امام صادق (ع)مصباح الشریعه"ای اهل دنیا درمیان جمع گاه رقابتها ومسابقه ها ورعایتهابرای رسیدن انسان  رایادمرگ غافل میکندونیز گریه  آن جمع ویاعبادت آنها ویاوانمودکردن به اینکه عبادت آنها کم میباشدحال آنکه خداوند میداند که چه دردلشان میگذرد


1-اگر انسان تحت تربیت صحیح دینی قرار بگیرد، هیچ‌کدام از دستورات الهی برایش سخت نبوده بلکه شیرین  است. البته نه اینکه سختی در کار نباشد، بلکه سختی در عین آسانی و آسانی در عین سختی است

 خداوند متعال نمی‌فرماید، بعد از سختی آسانی است، بلکه می‌فرماید، همراه سختی، آسانی است

نمی‌شود گفت سختی نیست، اگر سختی نباشد، همه مومن می‌شوند و لیاقت و تلاش انسان‌ها معلوم نمی‌شودبنابراین سختی، خیالی است نه واقعی. چون آنچه در واقع اتفاق می‌افتد، آسانی همراه با سختی است نه سختی تنها

2-آموزه دینی: یک روزنامه نگارایرانی به کشور آمریکا ، سفر می کند  ،

وبرای تهیه خبر به یکی ازبیمارستان معروف نزد دکتر ها می رود

یکی از دکتر ها از او می پرسد که شما مسلمانید؟

در جواب می گوید.؛ بله ولی ای کاش نبودم

از مسلمان بودنش شرم داشت

دکتر پرسید چرا

گفت: این اسلام ومسلمانیت است که

مانع پیشرفت علم و دانش شده وما را از جهان معرفت و دانش بی نصیب کرده است

دکتر دستش را می گیرد ومی گوید با من بیا... به طرف بخش قلب می روند

دکتر آن فرد را جلو تابلو اعلانات بخش قلب نگه می دارد

به او می گوید.:به این نوشته خوب نگاه کن

این فرموده پیامبر شماست که به شما سفارش کرده که

بر طرف راست بخوابید ودست راست خود را زیر گونه راست خود قرار دهید

در ادامه میگوید: ما تازه این را کشف کرده ایم ودر تابلو اعلانات نصب کرده ایم تا مردم به این صورت بخوابند.

ولی پیامبر شما بیش از 1400سال قبل این بیان گفته( فرموده) و

شما را نسبت به آن آگاه کرده است

سلام. بله همین است . بعضی ها از این وربوم می افتند وبعضی دیگر از اون وربوم. 
با سلام .واقعا تعجب بر انگیز بود .و منو به خاطرات بر خورد با خودتون و خانواده گلتون انداخت که برای من و خانواده بهترین و شیرینترین خاطره شده .و همیشه برای کسایی که ادعای مومنی میکنن و پر از ایراد هستن تعریف میکنم .
پاسخ:
ممنون عزیزم تو همیشه لطف داشتی به ما 
رفتارش در مراسم حواستگاری چه جور بوده

؟؟؟☺☺☺

چه جوری جواب سوال های شوهرش رو میداده😳😳😳😳
پاسخ:
فک کنم چت میکرده 

باعرض ادب واحترام نسبت به مدیریت این سایت وخاطره نگاریهای آن ؛اگرزن مومنه ایی مثل این عروس خانم بخواهدبراساس دستورات صریح دین اسلام عمل کند واقعاًبین امثال ماگیرمی افتد وموردهجمه قرار میگیردچراچون همرنگ مانیست؟

کاش هرزن یامردمسلمان واقعی  یادمیگرفت اصول اسلام رابه طرز کامل وصحیح یادبگیرد واجراکند نه آنکه مواردی که دوست دارد اجرایی کند ومواردی که دوست نداردعمل نکنداین موضوع علی الخصوص درجامعه به فراوانی دیده میشود.

موردی دیگری که  دراین خاطره به طرز عجیب ندید گرفته شده است اینه که شاید یکی از شرایط همسرشان(داماد)رعایت این مسایل بوده است چرایک طرفه پیش قاضی میروید قصاص قبل ازجنایت!

پاسخ:
شاید شما درست بگید ولی گفتند که شوهرش اینطور نبود و این خانم خودش اینطوری بود 
ولی ایا جواب سلام دادن چه اشکالی داره 
تو سوره احزاب فقط میگه زن نباید با عشوه حرف بزنه که که موجب تحریک مردانی بشه که قلب مریض دارند
حضرت زهرا برای اصحاب پیامبر حدیث پیامبر را میگفتند 
حضرت زینب بذای مردان سخنرانی کرد 
این خانم اگر اسلام را واقعی اجرا میکرد مشکلی نبود 
آتوسا خانوم کجای اسلام گفته خونه کسی رفتید بپرسید ایا مرغتون رو خودتون کشتید یا نه؟ که صاحب خونه مجبور بشه مرغ خونه خودشون رو بکشه
کجای اسلام جواب سلام دادن گناه هست
اگه اسلام اینه پس خوشا به کافری

به بن بست رسیدم فکر م دیگرکار نمیکند

اول)میخواهم آیات قرانی رادرزندگی امروزی پیاده کنم ؛طالب عاقبت به خیری هستم

دوم)ازمرگ هم خیلی میترسم ازجواب دادن وحسابرسی به اعمالم واهمه شدیددارم .

لطفاًراهنمایی کنیدچکارکنم -بدون هیچگونه شعار-

پاسخ:
سلام اینا که نوشتید دلنوشته است یا واقعا سوال است ؟
سلام براستاد ودوستان   
از نوشته ی هنرمندانه ی شما اینطور برداشت کردم که اینهمه افراط وتفریط ودین گریزی در کشور ما نتیجه تضاد رفتار ها وگفتارهاونوشته هاست .
خداوندا به داد جوانان برس
سلام استاد عزیز
من فکر نمیکنم اینها تا الان زندگیشون پایادار مونده باشه حتما جدا شدن اگه با  مهمونهای همسرش اینجوری رفتار کنه که که 4روزه میندازنش بیرون 
ولی واقعا متاسفم خدا توفیق بده هیچوقت کاری نکنیم که آبروی اسلام رو ببریم بلکه با اعمالنون موجب عزت دینمون بشیم
خدایا خودت کمکمون کن 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی