درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

آرام باشیم , قلم دست خداست ...

کُتِبَ عَلَیْکُمُ اَلْقِتٰالُ وَ هُوَ کُرْهٌ لَکُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اَللّٰهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ (٢١٦) بقره



حکم جهاد بر شما مقرّر گردید و حال آنکه بر شما ناگوار و مکروه است، لکن چه بسیار شود که چیزی را مکروه شمارید ولی به حقیقت خیر و صلاح شما در آن بوده، و چه بسیار شود چیزی را دوست دارید و در واقع شرّ و فساد شما در آن است، و خدا (به مصالح امور) داناست و شما نادانید


❤️💙❤️💙❤️💙❤️💙



اگر در مسیر پسرفت هستیم، اندکی توقف کرده، بیاندیشیم و راه های جدید را برای موفقیت و پیشرفت بیابیم و بررسی کنیم و با انگیزه و انرژی مجدد، تلاش کنیم تا به مرور، وضعیت آینده را از امروزتان بهتر کنیم


یادمان باشد که؛

کوچکترین امید دادن به کسی،

شاید بزرگترین معجزه ها را ایجاد کند

پس مهربانی رادریغ نکنیم...


💙❤️💙❤️💙❤️💙❤️


به خدا خیلی بدهکاریم. 

به خاطر خیلی اتفاقا. 

حتی اتفاقای به ظاهر بد. 

به خاطر خیلی لحظه ها توی زندگیمون. 

لحظه هایی که شاید به ثانیه و زمان زیاد نباشن، ولی اونقد ارزش و وزنشون توی زندگی زیاده که با همه عمرت برابری میکنه. 

ثانیه هایی که اونقدر شیرینی و آرامش رو وارد زندگیت کرده که به هیچ وجه نمیخوای حتی کوچکترین جزییاتش رو فراموش کنی. 

به قول یکی از دوستان، اگه هدف خلقتت فقط و فقط درک همون لحظه ها و ثانیه ها باشه، میتونی سرتو بالا بگیری و بگی که زندگیت عبث و بیهوده نبوده


گاهی وقتا یه اتفاقایی توی زندگیت میفته که فک نمیکنی مسیر زندگیتو تا به این حد تغییر بده. 


گاهی وقتا دوس داری اتفاق قشنگی که توی زندگیت افتاده، به همون صورت تا آخر عمرت باقی بمونه و هیچ تغییری نکنه.

گاهی وقتا دوست داری زمان رو متوقف نگه داری.

گاهی وقتا دوست داری اشتباهاتتو جبران کنی. دوست داری بدیهاتو از ذهنها پاک کنی. 

دوست داری خیلی اتفاقهای بد نمیفتاد اصلن.

چند سال پیش که تدریس حفظ یک ساله داشتم, تو موسسه دو تا کلاس حفظ یک ساله داشیم یکیش با من بود یکی دیگه هم یکی از اساتید خوب و با تجربه بود .


یه روز سر کلاس بودم که دیدم سر و صدا تو راهرو میاد وانگار داشتند مشاجره میکردند .

با کمی حس کنجکاوی دقت کردیم متوجه شدم که کلاس بغلی , استاد عذر  یکی از قرآن آموزان رو خواسته بود و بهش گفته بود که تو بدرد حفظ قرآن نمیخوری برو دنبال یه کار دیگه حتما نباید حافظ بشی!!!!

 خلاصه قرآن آموز خیلی ناراحت شده بود و قبول نمیکرد و میخواست ادامه بده ولی استاد همچنان میگفت تو استعداد نداری .

 تا اینکه یکی از بچه های کلاس من بهش گفته بود بیا کلاس ما خانم ابوترابی تو رو قبول میکنه.

خلاصه بعد از کلاس اومد با من صحبت کرد و بعد از کلی درد دل , مشکلشو گفت , که من دوتا بچه دارم هر روز نمیتونم تا ظهر بمونم .

گفتم اشکال نداره قول بده خوب حفظ کنی, منم همیشه صبح زود میام تا قبل از شروع کلاس درستو جواب بده برو .

شاید اون موقع داشتم فقط به این فکر میکردم که آرومش کنم دیگه به این فکر نمیکردم که شاید تو کلاس من هم موفق نباشه و من باید همون کاری رو انجام بدم که استاد خودش انجام داد . 

خدارو شکر  این خانم یکی از بهترین شاگرد ها شد , اون سال طرح یک ساله فقط 20 جز حفظ میکردند و بقیه رو بعدا باید حفظ میکردند .

چون ایشون منزلشون نزدیک به خونه ما بود 10 جز آخر هم به صورت خصوصی با من حفظ کرد و خیلی زودتر از بقیه حافظ شد .

با داشتن مدرک حفظ ازسازمان تبلیغات تونست لیسانس بگیره بلا فاصله ارشد و در حال حاضر مشغول به ارائه رساله دکتری میباشد .

شاید اون روز که استاد ایشون رو جواب کرد که به جای حفظ به کار دیگه بپردازه پیش خودش خیلی ناراحت شد و فک کرد اتفاق بدتر از این نمیشه 😔 ولی حالا که نگاه میکنه میبینه چقدر این اتفاق خیر و برکت داشت 😊


یاد بگیریم به خدا اعتماد کنیم و راضی باشیم به اتفاقات خوب و بد زندگی

بزاریم قلم برای نوشتن دست خدا باشه اینطوری دیگه دلمون آروم میگیره .

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۲۶
  • ۱۵ نظر

نظرات  (۱۵)

عععععع یادش بخیررر 🍃
عالیه
استاد شما واقعا شاهکار کردید خوش به سعادتتون 
دست مارو هم بگیرید برامون دعا کنید خیلی محتاج دعاتونیم
مثل همیشه عالی و جالب بود استاد❤❤❤
سلام استاد خدا خیرتون بده
ان شالله خدا سر راه هممون در خیر رو بگذاره
چند سال پیش که من کلاس قران رفتم حتی بلد نبودم از روی قران بخونم
استادهای صبوری مثل شما رو خدا سر راهم گذاشت
حالا حافظ قرانم ان شالله
از خدا و همه استادهام تشکر میکنم
خدا حفظتون کنه
متاسفانه آن استاد علیرغم خوب بودن؛سعه صدر نداشتند.به قول امروزی‏ها «با یک نخود سردشان می‏شود و با یک کشمش گرم"
پاسخ:
با یه غوره سردیش میشه بایه کشمش گرمیش 
سلام خسته نباشید،کلاسهای حفظ یکساله شما در کجا برگزار میشن
پاسخ:
سلام الان فقط تثبیت حفظ دیگه یک ساله ندارم 

 کلاس‌های آموزش حفظ قرآن همراه با «تثبیت»، علاوه بر افزایش میزان ماندگاری محفوظات زمینه تفکر و فهم محتوایی آیات قرآن را فراهم می‌کند؛چراکلاس حفظ قرآن رااز برنامه خودحذف کردید؟

فکر نمیکنیدیک تجدیدنظر دراین زمینه موثر باشد؛ گذشته از این موضوع که کلاسهای تثبیت زمانبر است وگاهاًبرای مسابقات یاگرفتن  مدرک میباشد؛شایدنظرتان این باشد مرغ یک پا داردفقظ تثبیت قرآن ولاغیر

پاسخ:
کلاس حفظ وقت ازاد میخواد که بنده ندارم
مرغ من همون دو پا را دارد 

بسی جای خرسندی است که بارفتار مناسب خویش تاثیرخوب ی گذاشتید  ومانع از استعدادسوزی شدید ؛پس به سلامتی وپایندگی خانم ابوترابی

هیبیب هورا؛هیبیب هورا؛ هیبیب هورا


پاسخ:
عزیزی ممنون 
سلام بر استاد عزیز
درس معلم اگر زمزمه محبتی 
جمعه به مکتب اورد طفل گریز پا را 
 ما که شاگرد خوبی نیستیم ولی به عشق شما میایم تا یاد بگیریم 
پاسخ:
همیشه در خدمتیم 
واقعا عالی بود .منم تو زندگی خودم قلم خدارو  حس کردم و برام خیلی هم خوب بوده بااینکه اولش برام سخت بوده .خوشبحال اون خانم که خدا شخص مهربونی مثل شما سر راهشون قرار داده .
پاسخ:
گلی عزیزم.

"دیگه به این فکر نمیکردم که شاید تو کلاس من هم موفق نباشه و من باید همون کاری رو انجام بدم که استاد خودش انجام داد"

معنای این جملات این است اگر به این موضو ع فکرمیکردیدآن خانم قران اموزراقبولش نمیکردید.

یعنی اگر آن خانم بدین صورتی که شماگفتیدموفق نبودبوداحساس پشیمانی میکردیدکه چرافقط به خاطر آرام کردنش موردپذیرش قراردادید؟چراقدرت گفتن "نه "رانداشتید؟

پاسخ:
بعضی وقتا نمیشه زیاد به بعد فکر کرد ازاین ستون به اون ستون فرجه 

این ضرب المثل "ازاین ستون به اون ستون فرجه "را هنگامی به کار می برند که فردی ناامید است و او را دلداری می دهند که در اندک فرصتی راه چاره پیدا می شود؛مصداق آن خانم میباشد نه شما

خانم ابوترابی قبول کنید وواقعیت هم همین است که درمقابل عمل انجام شده قرارگرفتید وچاره ایی جز پذیرش ان خانم محترمه نداشتید ونظر کتایون خانم دقیقاًدرست وبراساس حقیقت است ولی بااینحال به شما تبریک میگویم ورسیدن ان خانم قران اموز تااین مرحله باتوکل به ایزدیکتاوبراساس تلاش وی وراهنمایی دلسوزانه شماونگاه دلسوزانه مربی بوده است؛اجرتان باجد بزرگوارتان وبه امید موفقیت بیشتر شما .

پاسخ:
اقای محمود اتفاقا تو تدریس و قبول شاگرد خیلی جدی هستم ولی بعضی وقتا ادم انگار دهانش بسته میشه و انگار همون حکمت خداست و بنده هم در این موقعیت بودمممنون از دعای شما 
سلام استاد عزیز 
سه هفته است که نتونستم خدمت شما در کلاس حاضر بشم.....حال و هوای دلم کلی بهم ریخته....ولی  دلیل این غیبت ها دست خودم نبود. ....انگار یکشنبه ها هر مسئله ای که تو طول هفته میخواهد پیش بیاد  همون روز اتفاق  میوفته. ...
در هر صورت حال اون شاگردتون که تعریف کردید با دو تا بچه کوچک میخواستد حفظ کنه شبیه من بود
منم بعد از بچه دومم امید به ادامه تثبیت با شما رو نداشتم ولی شما  باز هم به من فرصت دادید و برنامه مخصوص برام ریختید
یه دنیا مدیونتونم
هر وقت هم بتونم مدرک دکتری رو انشاالله زیر سایه شما میگیرم.
۰۸ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۳۶ رخساره صبوری
ببخشیداستاد به نظرمن خوندن وحفظ کردن واسه هرروزیه توفیقه اینوتایید میکنید یا نخوندن ازرتنبلیه واینکه اگه تایید میگنید چه کنیم این توفیقو هرروزداشته باشیم
۰۹ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۰۸ راحله سادات حسینی
خوش بحالشون...
ان شالله که همه ما توفیق حافظ و عامل قران شدن رو داشته باشیم...
التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی