درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

رقیب

قَالُوا یَا أَبَانَا إِنَّا ذَهَبْنَا نَسْتَبِقُ وَتَرَکْنَا یُوسُفَ عِنْدَ مَتَاعِنَا فَأَکَلَهُ الذِّئْبُ وَمَا أَنْتَ بِمُؤْمِنٍ لَنَا وَلَوْ کُنَّا صَادِقِینَ ﴿۱۷﴾ یوسف


گفتند اى پدر ما رفتیم مسابقه دهیم و یوسف را پیش کالاى خود نهادیم آنگاه گرگ او را خورد ولى تو ما را هر چند راستگو باشیم باور نمى دارى 


🌟🍁🌟🍁🌟🍁🌟🍁🌟

آدمها تو موقعیت های مختلف از اطرافیان خودشون توقعاتی رو دارند .

توقع یعنی حق خودم می دونم که دیگری باید برای من فلان کار رو انجام بده و این بسیار اختلاف برانگیزه و باعث به هم زدن رابطه انسان ها میشه 

وقتی توقع تو ذهن ما شکل می گیره اصلا هیچ مبنایی وهیچ دلیل منطقی پشتش نیست ....

اما گاهی یه کاری رو خودم می تونم انجام بدم ،نمی دم 

وتوقع دارم دیگری برام انجام بده ،این دیگه قضیه اش فرق می کنه 

اگه یه علامت سوال جلوی این باید های ذهنی خودمون بذاریم و کمی فکر کنیم مثل اینکه ؛چرا من فکر می کنم دیگری باید این کار انجام بده ؟!به کدوم دلیل عقلی ،شرعی ،اخلاقی ؟!اون وقت می بینیم که خیلی از توقعات ما بدون پشتوانه و دلیله .

*خیلی وقت ها این توقع فراتر از وظیفه ایه که به عهده یه کسی قرار گرفته که هیچ !

خانه از پای بست ویران است ... 

آدما توقعاتشون رو به شکل های مختلفی ابراز می کنند :

*برخی واضح و روشن 

*بعضی ها با جنگ و دعوا 

*بعضی های دیگه با نیش و کنایه 

*و برخی دیگه با مقابله به مثل  در عمل 

که بگن چرا اون کاری که باید واسه من می کردی ،نکردی ؟!

نگذاریم کوچکترین توقعات هم توی ذهن مون شکل بگیره یعنی از همون اول جلوش رو بگیریم .چون اگه بگذره و جلوش رو نگیریم هی در ما قوت می گیرهتا اینکه تبدیل میشه به :"باور درونی "

تا وقتی کم رنگه می تونیم جلوش علامت سوال بگذاریم و حلش کنیم .

اما وقتی تبدیل به یک باور درونی قطعی شد ،دیگه کسی به این راحتی نمی تونه این ذهنیت رو در ما اصلاح کنه

🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁

دیشب رفتم نمایشگاه قرآن همینطور که داشتم غرفه هارو  نگاه میکردم یاد چند سال پیش افتادم که با سعیده اومده بودم نمایشگاه ,همینطور که داشتیم نگاه میکردیم یه غرفه بود نوشته بود مسابقه حضوری حفاظ همین الان ...


خب کنجکاو شدم رفتم پرسیدم که چطوریه ؟

گفت که چند تا حافظ اینجا میشینید و مثل مشاعره کلمه ای ما به شما میگیم از مشتقات کلمه هر آیه ای که به ذهن تون میاد باید سریع تلاوت کنید و اگر مکث کنید نفر بعد باید بخونه ویا یه ایه رو شروع میکنید حرف آخر کلمه یه دونه مونده به آخر باید نفر بعد باهاش ایه تلاوت کنه مثل مشاعره .

 و همه اینها تو سرعت و تلاوت همه امتیاز داره .

خیلی جالب بود اونم در حضور مردم عادی یعنی کلی هم تماشاچی داشت که با هیجان مسابقه رو دنبال میکردند 👏👏


البته از 5نفر حافظ شرکت کننده ,من و سعیده و سه نفر دیگه هم از حفاظی بودن که آشنا بودن و همدیگرو میشناختیم .


خلاصه مسابقه با شور و هیجان شروع شد تقریبا هر پنج نفر مسلط بودیم به آیات ففط مشکل سر سرعت بود .

من و سعیده پیش هم نشسته بودیم یعنی اگه من تو خوندن کمی مکث میکردم امتیازم کم میشد و سعیده بلافاصه باید میخوند ..

دور آخر بود ,داور یه کلمه به من داد که ایه بخونم تا اومدم. شروع کنم سعیده فکر کرد بلد نیستم شروع کرد به خوندن 😳

من که دیگه یادم رفته بود اینجا مسابقه س و نمایشگاهه و سعیده رقیب ...

یه چشم غره شدید به سعیده رفتم و مثل بچه گی های سعیده که مثلا تو یه مهمونی دعواش میکردم که بعدا به حسابت میرسم همون طوری نگاهش کردم .🙄🙄🙄


که دیدم داور و مجری برنامه رو قطع کردند و مجری گفت خانم محترم اینجا مسابقس برنامه داره ضبط میشه چرا رقیب خودتونو تهدید میکنید با نگاهتون ؟؟؟

شما حق ندارید دیگه تکرار نکنید 😔


که دیدم هم گروهی ها دارن میخندن و با هم گفتن بابا اینا مادر دخترن 😍


یه دفعه مجری و تماشاچی ها  هم خندشون گرفت 😊 مجری گفت راست میگین ؟😃


و بعد دوباره مسابقه رو ادامه دادن, آخر سر هم بهمون جوایز خوبی دادن .

تو مسابقاتی که قبلا شرکت کرده بودیم این خیلی جالب بود و مدلش کلا فرق میکرد چون در فضای باز جلوی. رهگذر ها اجرا میشد و هیجان خاصی داشت .


خودم هم یه لحظه که به خودم اومدم گفتم عجب کاری کردم مگه سعیده بچس که من دعواش کردم ولی واقعا دست خودم نبود و این کارو بی اختیار انجام دادم .

خلاصه اینکه بعضی وقتا. ما مادرا یادمون میره بچه ها بزرگ شدن فک میکنیم هنوز بچه اند و هر توقعی ازشون داریم .

خدایا عاقبت فرزندان ما را نیک گردان

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۳ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۱
  • ۱۲ نظر

نظرات  (۱۲)

 توقع آغاز همه ی رنج ها است.

به نظرم رفتار شما کاملاًبجا ومنطقی بوده است وتعجیل دخترتان صددرصداشتباه بوده است که میبابیستی ازشما عذر خواهی کند واینکه بچه صدسالش هم بشود ازنظر پدرومادربچه است

گاهی فقط نواقص ظاهری افراد دیده میشود
و آنچه نادیده می ماند کمال باطن است؛ براستی جور دیگر باید دید
پاسخ:
همیشه شما سخت مینویسید کمی مشکله منظور شما رو فهمید 
لطفا دوباره واضحتر بنویسید 
😂😂😂😂😂عالی بود✋🏼
۱۳ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۲ احمد احمدی
سلام بزرگورا.
عبادات تون مقبول درگاه حق تعالی باشه.
من فقط یک نکته بگم که بی ارتباط به اصل موضوع تون هست و مرتبط با خاطره نمایشگاه کتاب:

واقعا این بلایا چی هست ما سر قرآن کریم آوردیم؟ یک کلمه می گم شما با اون کلمه آیه بخون و یا با کلمه ما قبل آخر یه آیه بخون و ...

واقعا این کارها به نظر بنده تحقیر کردن قرآن کریم هست. اصلا مسخره بازی هست.
مگه قرآن شعر هست که باهاش مسابقه مشاعره راه انداختن.

به نظرم یکی از مصادیق مهجوری قرآن همین مسخره بازی هاست.
ای بابا...
سلام اقاى احمد احمدى
یکی از روشهایی که نشون میده یه حافظ تسلط بالایی داره همینه که به روشهای مختلف ازش سوال بپرسن
مسابقه هم اسمش روش هست 
میخوان مسلط ترین رو انتخاب کنن
دلیلش اینه
بنظر من
واکنش شما به عنوان مادر و فرزند خیلی خوب رفتار کردید...
اگه مامانای دیگه بودند...همون لحظه با پاشنه ی کفش شون سر بچه رو هدف می گرفتند یا همون لحظه فلفل می ریختند تو دهنش یا قاشق داغ یا حبس یک هفته ای در اتاق بدون آب و غذا....در هر صورت یه چشم غره که چیزی نبوده...خخخخ
خب بگذریم حالا جایزه اش چی بود...
سلام . تقصیر از شما نبوده .در واقع رشد بچه هاخیلی سریع است در یک زمان برای کوچکترین کارشان وابسته به مادر است ودر چشم برهم زدنی بچه ها تمام کارهای ما راانجام میدهند تازه بامهارت های جدید هم مجهز شده دیگر رقیب که نه ازماهم تواناترشدن خداراشکر انشاالله همیشه درقرآن وخوبیها ازما سبقت بگیرند
تبریک تبریک🌹
خوش به سعادتتون که رقیب قرانیتون دختر خودتونه 🌹
۱۵ خرداد ۹۶ ، ۰۴:۲۶ رخساره صبوری
سلام استادیه سوال ذهن منودرگیرکرده شما درطی این دوسه سال که مدرک گرفتید بااین سن چطوری به این زودی استادم شدید واینکه شماخودتون چکارمیکنید چقدزمان میزاریدکه محفوظاتتون مسلطه

کامنت نقدگونه  اقای احمداحمدی اساساًدرست است ؛مگر کلام خدا بدین صورت مشاعره میکنند جای تاسف است که اینکار صورت گرفته است آنهم به شیوه نامناسب مسابقه مشاعره ؛روش معقولتر وجود نداردکاش به مجریان این مسابقات تذکر جدی داده میشد

نحو مشاعره درست این است به این صورت است که برای مثال وقتی مجری  ایه ایی بامعنی قرایت نمایدشرکت کننده یک تکیه کوتاه از شعر را خارج ‌کند که مثل امثال قرآنی است و آن را با آیات الهی تطبیق دهد به این ترتیب مجری حرفش را می‌زند و تکرار می‌شود و آیات به این‌شکل در ذهن همه می‌نشیند

سلام استاد .عاشق برنده شدنتونم .انشااله همیشه همینطور موفق باشید .مخصوصا که مادر و دختر کنار هم هسنید .سلام برسونید .
پاسخ:
سلام عزیزم 
همیشه لطف داری 
فدای شما سلام برسون 
 مسابقاتی ازاین دست تحت هرعنوان نوعی دهن کجی به قرآن است؛خدایا مارا ببخش گاهی اوقات فکر میکنیم که کاردرستی انجام میدهم لیکن ماهیت کاربد میباشد؛برای مسولین این مسابقه واقعاًمتاسفم که کتاب خداموردسخره قرارداده اند.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی