درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

تعارف

....ِ یَقُولُونَ بِأَفْوٰاهِهِمْ مٰا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اَللّٰهُ أَعْلَمُ بِمٰا یَکْتُمُونَ (١٦٧) آل عمران


به زبانشان چیزهایی می گویند که در دلشان نیست و خداوند به آنچه نهان می دارند داناتر است



🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂


تعارف در واقع یک نوع دروغ و یا نفاق محسوب می‌شود. وقتی عبارتی را بر زبان می‌آوریم که در دل قصد انجام آن را نداریم هم دروغ است و هم نوعی نفاق زیرا دل و زبان ما با هم یکی نیست. در واقع ما با این تعارفات قصد داریم کاملا اجتماعی برخورد کنیم و به نوعی احترام دیگران را به سوی خود جلب کنیم


ما در خیلی از مواقع نمی‌دانیم تعارفی که به ما شده جدی است و یا فقط یک تعارف است؟!!!! و آیا کسی که تعارف کرده در نهایت رضایت بوده و یا قلبا راضی به انجام آن نیست


تعارفات در شکل گیری شخصیت اجتماعی ما نیز بسیار تاثیر گذار است. دست برنداشتن از تعارفات و جاری کردن حرفهایی بر خلاف میل قلبی، در سایر مناسبات اجتماعی نیز تاثیر خواهد گذاشت. وقتی ما با خودمان و دیگران روراست نیستیم و به راحتی می‌توانیم حرفی برخلاف میل قلبی خود بر زبان جاری کنیم، به مرور می‌توانیم دروغ هم بگوییم، در رفتارهای خود ریا کنیم و یا خدای نکرده منافقانه با همنوعان خود برخورد کنیم. 


🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂🌾🍂


سال 82  کلاس حفظ ,ماه مبارک رمضان بود. , بچه ها بعضی هاشون برای افطار کلاس رو دعوت میکردند اغلب من قبول نمیکردم و نمیرفتم بچه ها خودشون میرفتند .


یکی از بچه ها شب میلاد امام حسن ع کلاس رو دعوت کرد افطاری و حتی کادر دفتری هم دعوت کرد .

من تصمیم گرفتم که این افطاری رو برم .


وقتی وارد خونه شدیم تو یکی از اتاق ها سفره انداخته بودند و انواع خوراکی هایی که برای افطار بود تو سفره بود خیلی مرتب و منظم سفره چیده شده بود .

بعد از افطار شام بود که چند مدل غذا تهیه کرده بودند 

حالا داشته باشید از کلاس و کادر دفتری که دعوت شده بودند , فقط من و سعیده و فرزانه و دفتر دار موسسه اومده بودیم یعنی 4 نفر !!!!

خیلی ناراحت شدم و خجالت کشیدم  که بچه ها نیومدن با این همه تدارک که دیده شده بود .

فردا کلی بچه هارو دعوا کردم که چرا قول دادید که میاید و نیومدید و هر کدوم یه بهونه داشتند.

چند روز بعد یکی از شیطون ترین بچه های کلاس برای افطاری کلاس رو دعوت کرد .

حالا بعد از اون جریان بچه ها میخواستند جبران کنند همه گفتند میایم .

منم دیدم خونه قبلی خیلی تدارک دیده بود و واقعا شرمنده شده بودیم گفتم ببین ما میابم ولی سفره ساده باشه خیلی خودتو به  درد سر ننداز.

گفت خب بگید چی درست کنم؟؟ کلا بچه شوخ و راحتی بود .

 یه دفعه از دهن من این جمله به عنوان تعارف بی موقع بیرون اومد☺️ گفتم ماکارانی چیزی که اصلا خودم  دوست نداشتم ولی تو دلم گفتم حالا من گفتم ماکارانی اون که درست نمیکنه حتما یه چیز دیگه میپزه برا شام .

خلاصه فرداشب آماده شدیم برای رفتن. 

وقتی رسیدیم بچه ها هم یکی یکی اومدن تقریبا به جز شاید یک یا دو نفر بقیه همه اومدن .

یه نگاه به سفره که البته در مقایسه با سفره افطاری قبل, خیلی ساده بود .

بچه ها شروع کردن به افطار . بعد دیدم بلا فاصله شام اورد وای خدای من شام ماکارونی بود 😳😳😳

بچه ها یه نگاه به من کردند به نگاه به غذا. 😁😁😁

خودم هم انگار مثل کسی که لقمه تو گلوش گیر کرده باشه داشتم نگاه میکردم 😳😳😳

خدایا این چه حرفی بود زدم چه تعارف الکی, میگن تعارف اومد نیومد داره  😔

البته اگر نمره آشپزی میخواستیم به ماکارانی اون شب  بدیم از 20 نمره 8 بود 

بچه ها چون باهاش شوخی داشتن. کلی بهش برا دستپختش ایراد گرفتن .

 هیچکس نتونست بخوره همه همدیگرو نگاه میکردن و بعد  منو و میگفتن خانم این چی بود گفتید درست کنه ؟میدونستید که ... چقدر شیطونه .

گفتم بابا من تعارف کردم که مثلا ساده باشه ولی نه در این حد 😡😡

حالا نه سوپ و نه چیز دیگه ای نبود که بتونیم به جای ماکارانی بخوریم .

خلاصه بعد از شام میوه اورد حالا بچه ها که شام نخورده بودن میخواستند با میوه تلافی کنند .

میوه فقط خرما لو بود اونم از نوع کالش 😝😝

بچه خوردند. ولی چشمتون روز بد نبینه چون کال و گس بود  همه دهن ها قفل  شد فقط بااشاره به طرف بچه شیطون کلاس داد میزدند آب , آب  و میخندیدند  ..... 😃

داشتیم از خنده میمردیم وصاحبخونه هم با ما ریلکس میخندید 

خلاصه مهمونی تموم شد ولی با اعمال شاقه و کلی غر غر بچه ها که کاش نیومده بودیم .


راستی اگه تعارف ها مثل این مورد جدی گرفته بشه هر روز ما پر از درد سر میشه .

پس بهتره که تو حرف زدنمون کمی احتیاط کنیم و چیزی رو به زبان نیاریم که تو قلب و دلمون چیز دیگه ای باشه. 

از اون سال تا حالا خاطره خونه .... تو ذهنم مونده و خیلی وقتا باعث میشه کمتر تعارف کنم یا لااقل مواظب باشم چی میگم که درد سر نشه .


  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۹ خرداد ۹۶ ، ۱۱:۲۰
  • ۱۶ نظر

نظرات  (۱۶)

تعارفات زمانی جنبه دروغ پیدامیکند که درجملات اخباری بکاربرده شود؛لیکن درجملات انشایی نه؛مثال آن پاسخهایی که شما به رسم ادب وبه صورت انشایی درخصوص جواب به برخی کامنتها بکار میبرید

بدون هیچگونه تعارف این مطالب راعرض میکنم : این جمله راواقعاًدرست نوشتید؛فکر کنم اشتباه نوشتید

..."فردا کلی بچه هارو دعوا کردم "...

باشناخت نسبی که به واسطه خواندن خاطرات شماازشخصیت شما بدست آمده این خصوصیت جز خصلتها شمانمی باشدحتی اگر بخواهیدنصیحتی رامنتقل کنیدباکمال آرامش ومثالهای قرآنی منعکس مینمایید؛این برداشت بنده براساس حقیقت میباشدنه تعارف

پاسخ:
سلام ممنون از لطف شما 
تو کلاس های طرح یک ساله ساعاتی که با بچه ها بودیم زیاد بود تقریبا بچه ها انگار بچه خودم بودن چون سعیده هم جز شاگرد ها بود برای همین وقتی دعواشون کردم مثل یه مادر نه یه استاد 
خاطره انگیززز ترین افطاری بود 😂😂😂😂
سلام استاد
ببخشید من فکر کنم خودم شکمو هستم ولی....😅😄😃
سلام عزیز دلم .یادم عزیز ی تعریف میکرد که در یک دوره زمانی  وضع اقتصادی خرابی داشتن و یکی از اقوامشون اصرار میکنن به منزلشون برن که پدر خانواده تعارف میکنن که به شرط ابگوشت  و وقتی میرن به مهمونی با کمال ناباوری میبینن واقعا ابگوشت گذاشته بودن .و این بندگان خدا پیش خودشون حساب کرده بودن لااقلش یه پلو خورشتی میزنن به بدن کلی جا خورده بودن .خیلی جالبه که اکثرا تعارفها نمیگیره ها ولی در این موارد خوب میگیره و اجرا میشه .
خدا رو شکر که من اون شب نبودم....
آخه ماکارونی و خرمالو....
هر دو از نوادرند
سلام استاد عزیز
ماکارونی که خیلی خوبه چند سال پیش پدرو مادرم بعد از حدود 17 سال خونه یکی از آشنایان در یکی از شهرستانها رفته بودن و پدرم گفته بود غذا (کله جوش -غدایی که با کمی آرد و برنج و لپه درست میشه غذای آبکیه و ماست یا کشک میریزن و مثل آبگوشت نون تلیت میکنن )درست کن و اون بنده خدا هم ور داشته بود کله جوش درست کرده بود با اینکه وضع مالی خوبی داشتن

من نیزهم نظر بابرادرمحترم اقا بابک هستم باشخصیت شما جوردرنمی ایداماجواب شما به کامنت وی  نشانه صداقت شمامیباشداما عصبانیت حتی مادرانه شما باآن ارامش وصبوری که به واسطه انس باقرآن کسب کردیدخیلی تماشایی؛اصولاًافرادی باخصوصیات شماحتی عصبانیتشان نیز کاملاًتعریف وکنترل شده است حدومرزها راخیلی خوب ومودبانه رعایت میکنند
۲۰ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۱ رخساره صبوری
چقدرجااالب مثل همیشه من بودم ازخجالت اب میشدم خیلی خوبه بعضیا انقد راحتن ریلکس  نه استرسی نه فشاری نه ناراحتی انگارنه انگار که اتفاقی افتاده ولی بع نظرمن پختن ماکارونی واسه افطاری ازبقیه غذاهاسخت تره
سلام استاد عزیز ودوستان طاعات وعباداتتون قبول باشه افراط وتفریط در دین منسوخ شده این دو میهمانی جز همان ها بوده است وعلت بوجود امدن این مشکلات رعایت نکردن حق بندگی در برابر دستورات الهی بوده است در میهمانی اول زیاد خرج شده ولی زیاد دعوت نشده ودغدغه ای هم بر این کار نبوده واما اشتباه میهمانی دوم انچه که در میهمانی اول نیست در این میهمانی است بنابراین باید وذیرایی در حد میهمانی اول یاحتی بیشتر از میهمانی اول باشه اگر کسی واقع بین باشه ودغدغه ی وفای به عهد داشته باشه دچار این مشکل نمیشه   ممنون از شما که بانوشتن چنین واقعیتهایی باری به تجربیات ما اضافه می کنید 

تازمانی که  خواندن قرآن وآموزش حفظ این کتاب آسمانی  به مثابه یک کتاب درسی  باشد بدون آنکه معنا ومفهوم  آن رعایت نگردد دقیقاًمثل این دومهمانی میگردد.

جای تاسف است که دونفرازکسانی که تحت آموزش حفظ قران بودند به آمیزههای قرآنی عمل ننموده اند؛کاش درکنار حفظ قرآن به حافظین محترم معناومباحث کاربردی آن نیزیادمیدادند تادرزندگی عملی سازند؛بعدادعا میشدوقتی حافظین قرآن جمع میگردندقظعه ایی ازبهشت  است.

وقتی حافظین قرآن خود عمل نمیکنند از افرادعادی مثل من چه انتظاری میتوان داشت؟

پاسخ:
سلام عزیزم 
این خاطره هیچ ربطی به حافظ بودن این بچه ها نداره 
من با بیان این خاطره خواستم. از معایب تعارف های رایج در زندگی بگم که اگه یه نفر این تعارف هارو جدی بگیره چه اتفاقی میفته 

وهیچ ارتباطی به حافظ بودن این شاگردای گل من نداره چون اینا سن زیادی نداشتن نمیتونستند تعارف رو از حقیقت تشخیص بدند 

گرچه امکان اینکه این مطلب رامنتشر نکنیدوجودارداماباعرض معذرت جوابیه شماقانع کننده نیست؛چراکه:

ا- وفای به عهد

الَّذینَ یُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا یَنْقُضُونَ الْمیثاقَ؛ آنها کسانی هستند که به عهد الهی وفا می کنند و پیمان را نمی شکنند

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید به پیمان ها وفا کنید

2-عدم اسراف

وَ لا تُسرفوا اِنَّهُ لایحبُّ المُسرفین» اسراف نکنید که خداوند اسراف کاران را دوست ندارد.

3-حرمت میهمان درایات(هود، آیات77و78؛ حجر، آیات 68 و 69، و نیز ذاریات، آیات 24 تا 26)کاملاًتوضیح داده شده است

سلام استاد چرا همه فکر میکنند حافظ قرآن باید مثل انبیا باشه 
پاسخ:
بزار فکر کنن عزیزم 

مهم نیست 
چ تفاهمی استاد منم ماکارانی دوست ندارم 🤔

سلام
از همه چی برام جذاب تر همت و هنر شما تو نوشتن خاطراته. مخصوصا وقتی کسایی پیدا میشن که چنین گیرایی به شما و اطرافیانتون بدن.
همتتون مستدام
ولی تعارف به نظرن غیر از نفاق هم میتونه باشه.
اگر یک نوع ادب اجتماعی بدونیم تعارفات رو...
پاسخ:
ممنون از توجه شما 
پاسخ شما به الهه خانم مبنی براینکه "بزارفکر کنن عزیزم 

مهم نیست "اصلاًدرست نمیباشد وجای  تاسف است وهمین برداشتها وتفکرات یکی ازموانع دین گریزی جوانان شده است چراکه:
مردم باید ببینند و احساس کنند آن هایی که بیشتر از قرآن دم می زنند، به راستی انسان هایی مهربان تر، منظم تر، پاکیزه تر، خوش قول تر، با تقواتر و دورتر از دنیاطلبی اند. یعنی همان فرموده قرآن: «کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم.»

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی