درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

مهمان های نا خواسته

إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکینِ وَ الْعامِلینَ عَلَیْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِی الرِّقابِ وَ الْغارِمینَ وَ فی سَبیلِ اللّهِ وَ ابْنِ السَّبیلِ فَریضَةً مِنَ اللّهِ وَ اللّهُ عَلیمٌ حَکیمٌ 

60 توبه 


زکات ها مخصوص فقراء و مساکین و کارکنانى است که براى (جمع آورى) آن زحمت مى کشند، و کسانى که براى جلب محبتشان اقدام مى شود، و براى (آزادى) بردگان، و (اداى دِین) بدهکاران، و در راه (تقویت آئین) خدا، و واماندگان در راه; این، یک فریضه (مهم) الهى است; و خداوند دانا و حکیم است



🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈


              🌿  گروه زریلی   🌿     


.این گروه که در شهر قم مشغول به فعالیت هستند دارای سیستم پیچیده و محکمی هستند که در سطح شهر پراکنده هستند و از رواج و کسادی بازار همدیگر را خبر می کنند.محل کار انها در جلوی غسالخانه ها قبرستانها و مساجد و سالنهایی که مراسم تحریم را بر گذار می کنند می باشد.اگر متوفی متمول باشد و مراسم پر ملات باشد ایکی ثانیه همدیگر را خبر می کنند تا از غافله عقب نمانند .در این صنف فروش اعلامیه های مراسم سوم و ختم وشب هفت وچهلم رایج بوده و بین خودشان معامله می کنند میزان ثمن معامله بستگی به شغل متوفی مکان مجلس عزاداری و نوع طعامی که در این مجالس سرو می شود متغیر می باشد 


🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈🌿🌈🌿


چند سالی که برای کار حفظ تو قم بودیم چون غریب بودیم فرهنگ قم برامون یه ذره عجیب بود هر روز که از کلاس هر کدوم برمیگشتیم کلی حرف برای گفتن داشتیم که تعریف میکردیم .


یکی از چیزایی که خیلی برامون جالب بود اسم گروهی بود که نا حالا نشنیده بودیم البته بعد از تعریف از این گروه گفتم خب ما تهرانی ها به این گروه میگیم مرده خور هر چند تو عروسی باشن  .

داشتم میگفتم اسم این گروه تو قم 

👈 زریلیه 👉  گروهی که از مراسمات عمومی ارتزاق میکنند .


تو شهر قم یه جاهایی هست که همیشه غذا میدند بدون تعطیلی و من این کارشون رو خیلی دوست داشتم .


مثلا. اول. خیابان سمیه که نزدیک.خونه ما بود ,یه خونه ای بود که هر روز بدون تعطیلی ناهار آبگوشت میداد درب این خونه مثل خونه حاتم طائی باز بود و کارگر ها , دست فروش ها , فقراء و ... همه میرفتند و ناهارشون رو میخوردند و همیشه یه روضه هم کنارش داشتند. خیلی جالب بود. 


من در باره زریلی ها شنیده بودم ولی کارشونو از نزدیک ندیده بودم .


حمید یه هیئتی میرفت که یکی از اعضای پولدار هیئت که از مکه برگشته بود تمام اعضا هیئت رو با خانواده به یکی از سالن های خیابون باجک دعوت کرد . 

ما هم چون تو شهر غریب بودیم اون شب با این دعوت رفتیم . 

خدا میدونه چه جمعیتی اومده بود واقعا قابل کنترل نبود البته وقتی یه هیئت رو با خانواده دعوت کنی انتظار این جمعیت هم میرفت .

موقع شام خب سر هر میز چند نفر میشستند تا غذا بیارند , که من بودم با سعیده و فرزانه روبروی ما هم دو تا خانم نشستند .

وقتی غذا رو آوردند با دیس سر میز یه لحظه که پلک زدم دیدم دیس و مخلفات خالی شد 😳😳😳

به نگاه به خودم و دخترا یه نگاه به دو تا زن روبرو👀  عه خدایا پس برنج و مرغ ها چی شد الان دیدم 😂😂


که سعیده گفت مامان این دوتا خانم دیس رو به طرز ماهرانه ای سر دادن تو کیفشون 😳

وقتی یه نگاه انداختم دیدم یه نایلون تو کیف باز گذاشتن و غذا هارو به صورت ماهرانه میریختن تو کیف و بعد هم از سر میز ما رفتن سر یه میز دیگه 😊

و ما مجبور شدیم تقاضای دوباره غذا بکنیم .

تعداد اونقدر زیاد بود و با وجود زریلی ها چندین مرحله شام از رستوران های دیگه کمکی گرفتن .

واقعا آیا این کار درسته ؟

من تا حالا از نزدیک ندیده بودم ولی خدایی خیلی حرفه ای بودند .


خدایا به مرفهین جامعه اونقدر معرفت داشتن ثروت رو بده تا دیگه شاهد اینچنین فقرایی نباشیم .

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۰۲ تیر ۹۶ ، ۰۵:۱۷
  • ۷ نظر

نظرات  (۷)

خاطره شما شامل اشخاص حقوقی نیز میگرددچراکه بانک ها پس از فوت مشتریان ضمن اینکه حساب مذکور را مسدود کرده، تا روند انحصار وراثت طی شود؛ البته با بررسی روند انحصار وراثت و پیچ و خم های آن در می یابیم که حتی با فرض اندک بودن پرونده های مطروحه ، این امر دستکم4 ماه به طول خواهد انجامید؛تااینجا کار کاملاًدرست وقانونی است لیکن  اما اتفاقی که در این بازه زمانی می افتد فعالیت بانک با پول متوفی و در نهایت پرداخت اصل پول بدون ریالی سود-دراین برهه زمانی- به ورثه است

پاسخ:
چه جالب پس  زریلی اداری هم داریم که خیلی بی سر و صدا و شیک و مجلسی انجام میشه 
خیلی خوب گفتید 

سلام
بنظر من زریلی ها تو تهران هم فراوون هستند.
پدر من هر وقت هیات میگیره بنده خدا 300تا غذا بیشتر سفارش میده که زریلی ها آبروش رو نبرند . 
وعلاوه بر غذایی که میگیرند تا پاسی از شب دم در هیات می ایستند و دوباره هم غذا میگیرند و در آخر چون سه باره بهشون غذا ندادند فحش رو نثار پدرم و هیاتش و خونوادش میکنند.و می روند.

سلام جالب بود با اینکه  قم بودم اصلا اسم این گروه رو نشنیده بودم چه اسمی؟! اما جالبتر اون خونه سر خیابان سمیه بود که هر روز بی وقفه در خونه اش رو باز بذار که هرکس نمیتونه بیاد و غذا بخوره.
 واقعا آدم خوشحال میشهه که هنوز آنسانیت و معرفت زنده است. الانم از اون خونه خبر دارید؟
سلام استاد عزیز
نماز و روزهاتون قبول 😍
 مردم خیلی خواهان اجناس و خدمات رایگان هستند فقیر و پولدار هم نداره انقدر ادما هستن که دستشون به دهنشون میرسه و مثل همین زریلیه ها هستن و البته انقدر فقیر ها هم هستن که زریلیه هستن 
اینجور افراد عزت نفس ندارند و انقدر چشم میچرخونند و گوش تیز میکنند تا ببینند کدوم دکتر رایگان ویزیت میکنه و یا کجا سفره نذری (سفره ابولفضل و ... که دقیقا ی خانم هایی دیدم که باورتون نشه جمع میکنند همه چی رو با خودشون میبرند😧 فقط مشما سفره رو نمیتونتد جمع کنند خخخ بازم خدارو شکر ) 
و کلا بگم همه چیز اعم از غذا و انواع خدمات رفاهی و پزشکی و همونی که آقا محمود گفتن که حتی اداریش هم هست 😂😂
اینها همه بخاطر فقر فرهنگی و نداشتن عزت نفس است 

در برنامه ماه عسل اون قسمتی که  از خواهران ورزشکار دعوت کرده بودند و اونها فقر خودشون رو در زمان کودکی میگفتند اشاره کردند که هیچ وقت اجازه نمیدادند که کسی متوجه بشود و این یعنی عزت نفس 

خدا نکنه عزت نفس این نعمت خدادای از ادم گرفته بشه 😕😕
اونموقع است که شاهد این زریلیه ها هستیم 
سلام. عبادات شما وهمه خواندگان وبلاگ قبول باشه .بله این بیماری نداشتن عزت بسیار فراگیر ومسری است . خداعاقبت همه ما مسلمانان را ختم بخیر کند که ازدین ما چیزی نمی دانیم وهرچه را که اتفاقی به گوشمان رسید ه عمل نمی کنیم

عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس

بر میهمانان حضرت حق من جمله خانم ابوترابی وخانواده اش مبارک باد

پاسخ:
سلام عید برشما پر برکت 
۰۹ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۵۱ علی دواتگری
سلام
همان طور که در بالا هم اشاره شد، زریلی دارای مراتب مختلف و متعالی و حتی مدرن شده ای می باشد که مکتب شامخه ی زریلیسم را شکل می دهند که متاسفانه در این مقال فرصت واگو کردن آنها نمی باشد
شایان ذکر و قطعا جالب توجه خواهد بود که اضافه نمایم سرسلسله و پیر و مرشد این گروه که نام زریلی برای اولین بار به وی اطلاق گردید (زریلی اصلی)، همینک دوران پیری خود را آن هم بدون بازنشستگی در محله پدری خود (بازار کهنه قم) سپری می نماید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی