درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

کوچه های عمودی

لَیْسَ عَلَى اَلْأَعْمىٰ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلَى اَلْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلَى اَلْمَرِیضِ حَرَجٌ وَ لاٰ عَلىٰ أَنْفُسِکُمْ أَنْ تَأْکُلُوا مِنْ بُیُوتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ آبٰائِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أُمَّهٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ إِخْوٰانِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخَوٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَعْمٰامِکُمْ أَوْ بُیُوتِ عَمّٰاتِکُمْ أَوْ بُیُوتِ أَخْوٰالِکُمْ أَوْ بُیُوتِ خٰالاٰتِکُمْ أَوْ مٰا مَلَکْتُمْ مَفٰاتِحَهُ أَوْ صَدِیقِکُم....61 نور


بر نابینایان و لنگان و بیماران باکی نیست (که به جهاد نروند یا تندرستان با آنها معاشر و همسفره شوند) و نیز باکی بر شما نیست که از خانه‌های خود و پدران خود و مادرانتان و برادران و خواهران و عمو و عمه و خالو و خاله خویش غذا تناول کنید یا آنکه از هر جا که کلید آن در دست شماست یا خانه رفیق خود باکی نیست که از مجموع یا هر یک از این خانه‌ها طعامی خورید....


🌼🌾🌼🌾🌼🌾🌼🌾🌼🌾🌼🌾



خیلی جالب بود برام که خدا تو قرآن گاهی به کوچکترین مسائل زندگی هم اشاره کرده, این یعنی این مسئله خیلی مهمه , حتی اگه خیلی جزئی باشه

وقتی خداوند دونه به دونه اسم اقوامی رو که میتونیم بدون اجازه تو خونه شون غذا بخوریم و به اصطلاح بریم سر یخچال و کابنینت اشپزخونه شون رو میاره , اخرش اسم دوست های صمیمی و کسانی کلید خونشون دستمونه رو هم میبره, چند دهه پیش که هنوز خیلی تلفن و موبایل رواج نداشت همسایه های کوچه و محله همدیگرو میشناختند و از حال و روز هم با خبر بودند .

حتی اگر کسی میخواست بره مسافرت کلید خونشو میداد به همسایه ای که باهاش صمیمی بود تا به خونش سر بزنه, گل هارو آب بده و مواظب باشه که لااقل دزد خونه رو خالی نکنه.


انگار این رسم و رسوم ها دیگه نیست ارتباط همسایه ها اونقدر کمرنگه که اگه چند روز خدای نکرده اتفاقی برای همسایه ای بیفته  کسی متوجه نشه .



ما چند سال پیش تو أپارتمانی بودیم که طبقه اول بود یعنی یه حیاط خلوت بین ما و واحد بغلی بود که مشترک بود و جداش کرده بودیم .

خانواده خوبی بودند ولی طبق معمول ما در حد سلام علیک با همسایه ها آشنا بودیم .

یه روز صبح بلند شدم.دیدم یه بوی خیلی بدی توی ساختمون پیچیده اول یه سری به آشپزخونه زدم ببینم چیزی نمونده باشه یا از زباله ها باشه که دیدم نه همه چی مرتبه .

فردا بو زیادتر و بدتر شد 


باز دیدم همینطور بو داره زیادتر و بدتر میشه , دیگه در حدی بود که اصلا نمیشد تو خونه بمونی بو داشت تبدیل میشد به بوی مثلا لاشه یه گوشت مونده.

بعد دیدم همسایه ها اومدند تو راه رو ها گفتند این بوی عجیب چیه تو ساختمون همه خونه های خودشون رو چک کرده بودند .ولی چیزی پیدا نکرده بودند گفتند شاید تو انباری ها گربه ای چیزی مرده باشه همه رفتند انباری ها و حیاط و حتی پشت بام رو دیدند ولی خبری نبود اصلا دیگه نمیشد تو خونه یک دقیقه تحمل کنی حالا سر و کله مگس هم پیدا شد .

من که طاقت نیوردم با بچه ها رفتیم خونه یکی از اقوام ولی حبیب موند خونه ,

همسایه ها گفتند این بو توی خونه شما خیلی شدید تره و یه دفعه متوجه شدند که همسایه بغلی ما که با ما حیاط خلوت مشترک داشت نیستند و رفتن مسافرت خلاصه چون هیچ دسترسی بهشون نداشتند همسایه ها زنگ زدند به پلیس .

خلاصه پلیس اومدو از حیاط خلوت ما یه نگاه انداختند به خونه همسایه دیدند که کف زمین پر از خون آبه شده .

خیلی شک کردند چون بو دیگه بوی جنازه بود و غیر قابل تحمل😳😳 

پلیس خودش زنگ زده بود به آتشنشانی و امدند قفل درو  بریدند و بدون کلید با دستگاه درو با نظارت پلیس باز کردند 

وارد آپارتمان که شدند دیگه قابل تحمل نبود و رد خون آبه هارو گرفتند و رسبدند به فریزر خاموش که چند روز بوده خاموش شده بوده و تمام گوشت ها تبدیل به ... شده بود و خونه پر از مگس های سبز رنگ. که با باز کردن پنجره ها و روشن کردن کولر یه کم بو کمتر شد .

تلفن صاحبِ خونه رو پیدا کردن و بهش زنگ زدند بنده خدا تبریز بود و خیلی زود خودشو رسوند تهران 

تمام وسایلی که تو فریزر بود نابود شده بود ,ولی تا چند وقت این بوی تعفن رو داشتیم 

خدا رو شکر که اتفاق بدی نیفتاده بود  چون هم پلیس و هم همسایه ها فکر میکردیم کسی تو خونه مرده و بو گرفته .

کاش مثل قدیم به هم اعتماد داشتیم و موقع سفر کلید به همسایه میدادیم تا سری به خونه بزنه .این کار صمیمیت همسایه هارو هم بیشتر میکرد ...

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۲ تیر ۹۶ ، ۲۱:۴۳
  • ۱۱ نظر

نظرات  (۱۱)

سلام استاد عزیز
من کلید طبقه پایین خونمون رو دارم
همسایمون خونه تهران داره هر چند وقت یک بارم میاد قم
کلیدشون رو دادن مواظب خونشون باشیم
هنوز هم بعضی ها به همدیگه اعتماد میکنند
یه بار همسرشون که مرد مسنی هستند ماه رمضان امده بودند قم
حالا بنده خداها برا سحری زنگ میزدند و ایشون رو بیدار میکردند
یه روز سحر زنگ زدند خونه ما گفتند هر چی زنگ میزنیم بابامون جواب نمیده 
ما هم ترسیدیم رفتیم با کلید در خونشون رو باز کردیم 
اخه خودم تا دیر وقت صدای مناجاتشون رو میشنیدم ترسیدم حالش بد شده باشه
تا در رو باز کردیم انقدر بیچاره ترسید و خجالت کشید که ما هم خجالت کشیدیم😅 انگار تازه خوابیده بود
خلاصه فرداش قبل از طلوع افتاب رفت تهران و هنوز هم قم نیومده😅😄😄😄

سلام استاد عزیزم
همسایه ما هم وقتی میره مسافرت کلید میده تا گلدونها رو آب بدیم البته ما چهار ساله با هم همسایه هستیم
اما الان اینقدر زود به زود همسایه ها توی آپارتمانها عوض میشن که اصلا فرصت آشنایی واعتماد نیست
سابقا همسایه ها همه باهم دوست خانوادگی بودن اما الان یکم اطمینان کردن سخت شده

باعرض معذرت؛دقیقاًمتوجه این جملات درخاطره شمانمیشوم مبنی براینکه ازیکسوعنوان نموده اید"خانواده خوبی بودند ولی طبق معمول ما در حد سلام علیک با همسایه ها آشنا بودیم"

از سوی دیگر درسطور پایانی اطهار داشته اید"کاش مثل قدیم به هم اعتماد داشتیم ...این کار صمیمیت همسایه هارو هم بیشتر میکرد ..."

واقعاًاگر جمله اول ملاک باشد چراحاضرنشدیدارتباطات خود راباهمسایه تان ازحدسلام واحوالپرسی بیشترکنیدتامصداق جملات پایانی خاطره تان شود
پاسخ:
تو کوچه های عمودی مخصوصا در تهران همین حد برای همسایه داری کافی است ولی خب در چند دهه گذشته همسایه ها بیشتر همدیگرو میشناختند ولی الان فقط ما دوست داریم مثل قدیم باشیم که نمیشه 

توکوچه های عمودی نمی توان از کسی یا چیزی گله مند بود. ممکن است در میان این گله ها دلخوری هایی به وجود آید و به کسی هم بربخورد. بنابراین بهتر است همه را بر گردن زمانه بگذاریم و قصور او را سنگین کنیم و با خود بگوییم رسم زمانه این را خواسته که همسایه ها سالی را که دوازده ماه دارد، همدیگر را نبینند؛ وقتی از کنار هم عبور می کنند فقطسلام و احوال پرسی را کنند و از ترس این که مبادا طرف مقابل پُررو شود و از حُسنِ اخلاق طرف دیگر سوءاستفاده کند و در آخر چیزی از او مطالبه کند به مانند غریبه ها با هم برخورد کنند

شاید به این موضوع فکر نکرده باشیم که بسیاری از این معضلات اجتماعی و ناهنجاری های رفتاری ناشی از بی توجهی و بی تفاوتی مردم نسبت به همنوع خودشان است. به نظرم این عقیده اشتباه است که برخی تصور می کنند هر منجلابی که انسان خودش را در آن غرق می کند ناشی از رفتار و کردار فقط و فقط خودش است. این شاید بخشی از ماجرای گرفتار شدن یک انسان در گرداب تباهی باشد اما نمی تواند یک اصل قرار گیرد. محیطی که فرد در آن زندگی می کند و رفتار و احساس مسئولیت مردمان آن محل نیز بسیار مؤثر است. چه به مذاق مان خوش آید؛ چه نیاد، حقیقت همواره تلخ است. اگر نسبت به رفتار ناهنجار و ناپسند اطرافیان مان احساس مسئولیت کنیم و به خودمان اجازه ندهیم تا آن ها به حال خودشان رها شوند، علاوه بر این که امنیت خاطری در محله و جامعه ی پیرامون مان داریم یک نسلی را از گرداب تباهی و ناهنجاری نجات داده ایم و به زندگی سالم و پرامیدی برگردانده ایم. و این دقیقاً همان فرهنگ زیبایی است که گذشتگان و همسایه های ما در سال ها پیش نسبت به اطرافیان شان روا می داشتند در حالی که در مقایسه با مردمان امروز از کمترین امکانات آموزشی و علمی برخوردار بودند چرا که آنان بهتر از ما امروزی ها انسانی می اندیشیدند.

 ذکراین نکته لازم است که رفتار پسندیده ی گذشتگان مان فراموش شدنی نیستند، این ما هستیم که باید هر از گاهی با یک تلنگر از خواب فراموشی بیدار شویم و انسانی بیاندیشیم

سلام استاد بعضی از گروه ها رباتی دارند که پیامهای لینک دار رو پاک میکنن
تو اون گروهها میتونیم از کانال شما بدون لینک بفرستیم؟
پاسخ:
اصلا بدون لینک از پست ها استفاده نکنید 
مجبور نیستید 
 از کانال های دیگه مطلب بزارید  
سلام استاد 
آیا این ایه برای همسایه های مجازی هم صدق میکنه؟
ممنون استاد گرامی
 تو گروه بعضی ها  هستن که شاید با تلنگری راهشون عوض بشه
ادمهای بدی نیستند ولی خوب یکم اشتباه فکر میکنند
برا همین میخواستم از پیامهای قرانیتون بفرستم
از کانال خوبتون ممنون
پاسخ:
این قانون کانال است ببخشید فقط با لینک.

واقعاًجای تاسف که هرجا منافع شخصی اقتضاکند  به آیات قران عمل میکنیم وهرجا که منافعمان کوچکترین گزندی واردشود حاضر نیسیم به کلام خدا عمل نماییم اینکه آیه 36 سوره نسا به صراحت یکی ازمواردنیکی - همسایه - ونوع برخورد باآنان را بیان داشته است .

آیاخواند قرآن فقط لقلقه زبانی ما شده است؟کاش تمام آیات صرف نظر منافع مان عمل مینمودیم تامصداق فرمایش امام صادق(ع)نگردیم که فرموده اند

کسی که قرآن رابخواندولی به آن عمل نکندبه آتش دوزخ دچار خواهد شد چرا که گوئی در دنیا به تمسخر قرآن مشغول بوده است


پاسخ:
الان مسئله عمل به قران نیست مسئله بی اعتمادی و عدم شناخت است چون همسایه زود به زود عوض میشن و اینکه اکثر مردم زن و مرد کارمند هستند و وقت همسایه داری یا همسایه بازی ندارند 
مسئله دیگه اینکه بسیاری از مردم نمیدونن که خداوند این مسائل رو در ایات اورده فک میکنند همه قران بهشت و جهنم است 
باید مردم رو با ایات و کاربرد ان اشنا کرد 

خانم ابوترابی  چراشما که باآیات قرانی وکاربردآن آشناهستیدخودآنرارارعایت نمی کنید؟مثلاًهمین ایه ایی که برادرمحترم بابک اشاره کرده اند

متاسفانه همه ماانسانها حتی خود شما ومن نوعی ؛برای طفره رفتن از انجام هرکاری که دلمان نخواهد انجام دهیم -حتی دستوراکید دینمان باشد -میتوانیم هزارتادلیل - موجه وغیرموجه-بتراشیم.

پاسخ:
چرا رعایت نمیکنم عزیزم 
ولی اگر همسایه ای خودش نخواد ارتباط برقرار کنه مگه میش ه به زور باهاش رفت و امد کرد تو تهران یه کم زندگی تو اپارتمان سخته اخلاق های مختلفی دارند البته شما درست میفرمایبد حتما سعی میکنم بیشتر به این موارد عمل کنم ممنون که تذکر دادید 
با عرض سلام ..از این مواردکه شما تعریف کردید من هم دیدم .ولی برای پسر خاله بنده صد پله از این بدتر پیش اومده .بنده های خدا تازه خونه خریده بودند که بعد از چند روز از جابجایی میرن مسافرت که از شانسشون یه ٢٠روزی میمونن .بلاخره خونه مادر بوده که خاله بنده میشده .وقتی بر میگردن  وترد خونه میشن متوجه میشن تمام خونه به اندازه یه ده سانتی اب جمع شده که البته پر از کثافت یا مخلفات دستشویی .و چربی صابون و خلاصه افتضاح .که معلوممیشه راه چاه که با مواد ساختمانی بسته شده بوده و دستشویی و حمام طبقه های بالایی وارد خوبه اینا شده بود .ولی باید بگم کلیدشونورحتی به مادر عروس خاله م هم نداده بودن .ولی واقعا الان همسایه با همسایه ش هم سلام علیک معمولی نداره چه برسه به صمیمیت ..خودبنده شاهد این مسعله باارهاو بارها بودم .
پاسخ:
عجب چه اتفاقی
سلام استاد
بنظر من حق با شماس 
بعضی ها اصلا راه را برای ارتباط با همسایه باز نمیزارند و بعضی ها برعکس از ابتدا که همسایه شان میشوی دائم با یک ظرف نذری دم درتان ایستادند.در واقع به ویژگی های شخصیتی شان مربوط میشود. 
مثلا همسایه واحد بغلی ما اگر من اجازه بدم تمام وقت تو خونه ی ما نشسته و نظر میده؛.  فلان چیز رو جا بجا کن ...فلان چیز رو بخر...چرا فلان چیز رو نخریدی...
خلاصه باید دائم مراقب باشم که رابطه مون از یه حدی بیشتر نشه وگرنه بیچارم... 
ولی همسایه پایینی مون اصلا مایل به ارتباط با کسی نیس .بقیه هم کاریش ندارند. چون خودش دوست نداره...
در کل این خیلی زشته که تا یک نفر حرف از قرآن میزنه یک عده تمام تلاش شون رو بکنند تا هر جوریه طرف رو با همون قرآن ضایع کنند و به این کارشون افتخار هم میکنند...
الان اینکه یه نفر همسایه اش نخواد رابطه داشته باشن ...چه ربطی به عمل نکردن به قرآن داره...در واقع آدم با اون افرادی  که خودشون دوست دارند رابطه برقرار میکنه ..بزور که نمیشه رابطه برقرار کرد...😠😠😠😠😠
و در آخر با این شعر حرفم رو تموم میکنم
عیب جویان بیشتر گم کرده راه....... 
(((((منظورم با ایرادگیرای کامنت گذاره شیطون تو جلد رفتس)))))

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی