درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

شیطان صیاد انسان

إِنَّ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا إِذٰا مَسَّهُمْ طٰائِفٌ مِنَ اَلشَّیْطٰانِ تَذَکَّرُوا فَإِذٰا هُمْ مُبْصِرُونَ (٢٠١) اعراف

چون اهل تقوا را از شیطان وسوسه و خیالی به دل فرا رسد همان دم خدا را به یاد آرند و همان لحظه بصیرت و بینایی پیدا کنند


درجه اهمیت یاد خدا انقدر  زیاد است که اگر شیطان بتواند این سلاح بزرگ را از انسان بگیرد، در واقع او را خلع سلاح کرده و قطعا بر او چیره خواهد شد.۱


۱-شیطان صیاد انسان ،ص۱۹۹_٢۰۰


💚🍃💚🍃💚🍃💚🍃💚🍃💚🍃

سر کلاس صحبت از کار شیطان شد گفتم شیطون به دو گروه کاری نداره یکی مخلصین با فتحه یعنی کسانی که خدا اونارو برای خودش خالص کرده یه عده کاملا نقطه مقابل اینها کسانی که خدا رهاشون کرده 

حالا گروه سوم که شیطون اصل کارش با این گروهه کسانی که ایمان دارند ولی هر لحظه دستخوش وسوسه قرار میگیرن و این خیلی خطرناکه 😔

تقریبا 15 سال پیش تو شهر قم تصمیم گرفتیم یه خونه بخریم دلمون هم میخواست نزدیک به حرم باشه و مرکز شهر, برای همین تو یکی از کوچه های خیابون صفاییه دنبال خونه گشتیم .

یکی از املاکی های معروف قم , خونه ای رو بهمون نشون داد که متعلق به خودش بود و ما پسندیدیم و قرار شد که برای تموم کردن قیمت فردا به بنگاه بریم.

اون روز اول رجب تولد امام باقر ع بود .وقتی رسیدیم صاحب بنگاه از مسجد که برای نماز ظهر رفته بود برمیگشت.

 وارد بنگاه شد و شروع کرد از خونه تعریف کردن و البته با چاشنی قسم , الان روزه هستم و به همین حضرت معصومه قسم میخورم که چون شما مهمان حضرت هستید از شما سود نگیرم و همینطور هم با دست به گنبد خانم اشاره کرد که خیالتون از بابت قیمت راحت باشه .

اینطوری که شد ما دیدیم اهل نماز اول وقته, روزه هم که بود و حضرت معصومه رو هم شاهد گرفت دیگه حرفی برای گفتن نداشتیم .

یه قرار داد موقت نوشتیم تا تو جلسه بعد با یه مبلغی قرار داد اصلی رو بنویسیم 📝

بنگاه دار بعد از نوشتن این قرارداد موقت اونقدر خوشحال بود که رفت از قنادی شیرینی خرید و گفت هم برای میلاد هم معامله , بعد جعبه رو باز کرد و خودش اول خورد من که خیلی تعجب کردم گفتم آقای ... مگه شما روزه نبودید 

یه دفعه خندید گفت مستحبی بود 😳

مگه میشه مگه داریم 😳😳😳😳

خلاصه روز قرارمون رسید و ما رفتیم که قرار داد اصلی رو تو بنگاه بنویسیم 📝

یه کم کار ما طول کشید چون مشتری داشت و  رفت تا کار یکی ذیگه رو راه بندازه بعد سر صبر بیاد برای کار ما .

من که تو بنگاه حوصلم سر رفته بود یه نگاه انداختم دیدم یه سری روزنامه روی سینک ظرف شویی مغازه بود حالت زباله و مچاله شده اتفاقی یکی از اونارو برداشتم و دوباره نشستم و شروع کردم به خوندن نیازمندی ها تو ستون فروش ملک 🌟

همینطور که داشتم میخوندم یه دفعه رسیدم به مشخصات همین خونه که شک کردم دوباره ادرس و تلفن رو دیدم اره خودش بود قیمت هم براش مشخص کرده بود 😳😳😳

قیمت زده شده تو آگهی کلی با چیزی که به ما فروخته بود تفاوت داشت .

حالم بد شد روزنامه رو نگه داشتم وقتی نوبت ما شد گفت خب مبارک باشه بنویسم قرار داد رو  ؟

گفتم میشه یه نگاه به این روزنامه بندازید؟

روزنامه رو گرفت بعد از نگاه کردن یه دفعه حالتش صد و هشتاد درجه عوض شد گفت اینو از کجا آوردید ؟

گفتم تو زباله های مغازه .

ساکت شد ما گفتیم این بود تخفیفی که به خاطر حضرت معصومه به ما دادید ؟؟

خلاصه دیگه حرفی نداشت بزنه ساکت بود .

یه دفعه بلند شد رفت بیرون یه پیر مرد که تو کوچه بود با خودش آورد تو مغازه بهش گفت فلانی من تو این معامله سر این خانواده تهرانی رو کلاه گذاشتم این واقعیته حالا اینا با همین روزنامه اتفاقی فهمیدند حالا شما به من بگو چکار کنم .

پیر مرد بعد از کلی نصیحت گفت اگر مایل هستند همون قیمت روزنامه باشه .

که ما قبول کردیم و قولنامه نوشته شد .

وقتی جریان خونه خریدن رو برای یکی از دوستانم تو قم تعریف کردم با کلی ناراحتی گفت چرا از این آقا خونه خریدید این کلاه برداره سرما که قمی هستیم هم کلاه گذاشت ومن هر روز دارم نفرینش میکنم . 

 گفتم این بنده خدا سر خودشو کلاه میذاره خبر نداره .

حالا بعد سالها هنوز وقتی میریم قم و نگاهی به بنگاه میندازم میبینم که با این همه کلاه برداری هنوز همون لباس ها و همون شخصیت, بدون هیچ تغییری راستی با این همه افکارپلید و طمع به کجا و چی میخواست برسه و هنوز در مسجد نزدیک مغازه صف اول برای نماز میشینه .


خدایا کمک کن.

جاهایی که طرف مقابل ما رو وکیل میکنه وسوسه نشیم چون شیطون کارش عالیه 


  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۵
  • ۱۴ نظر

نظرات  (۱۴)

دو اصل بارز عوام فریبی

یک: دروغ هر اندازه که بزرگ تر باشد، مردم آسان تر باور می کنند

 دو: اندکی حقیقت را با بسیاری دروغ درهم بیامیز و به مردم عرضه کن

"گوبلز- وزیر تیلیغات هیتلر

بسیاری ازما ایرانیان -درهررده وصنفی وباهر تخصصی-مبتلابه سندروم دروغ هستیم عادت کرده ایم به راحتی دروغ بگوییم ،بی آن که دچار عذاب وجدان شوندومتاسفانه این امر به واسطه شرایط حاکم برجامعه است؛چه قبول داشته باشیم وچه قبول نداشته باشیم واقعیت مردم کشورمان این است فارغ ازبندهای -پ-اگر میخواهی درجامعه پیشرفت یاحداقل پسرفت نکنی ودرزندگی درجا بزنی وشرمنده خانواده واطرفیانت ازلحاظ بعد مالی وغیره نشویم باید دروغ بگویی وسیاه نمایی کنید به عبارت دیگر درصورت عدم انجام اینکارهشت گرو؛نهه میشودواین مطلب دقیقاًحکایت واقعی زندگی من وپدرم است ؛قسمت بدتراین قضیه این است درصورت عدم انجام این امرازسوی دیگران برچسب خیلی چیزها بهت میزنند

پاسخ:
سلام و عرض ادب منتظر نظرات شما و پدر بزرگوار در وبلاگ هستم 


💢گرگ و موریانه

✅وقتی گرگ از روبرو با #صدای_بلند به شما حمله میکند؛ فرصتی برای واکنش دارید.(فرار یا مقاومت)

✅وقتی موریانه به انبار #محصولات شما هجوم می آورد، از همان ابتدا بی سر وصدا و تنها به جان محصولات می افتد.
زمان میبرد تا به هدف برسد.

ایستادن در برابر #گرگ، شجاعت میخواهد؛ دفع خطر موریانه #بصیرت.

در طول تاریخ، #نظام_اسلامی در برابر گرگ ها(آمریکا و معاویه) #مقاومت کرده است، اما #موریانه_ها بی سر و صدا کارشان را پیش برده اند.

رفتارهای ما در تضعیف #اعتقادات مردم یکی از مصادیق رفتار موریانه وار است.
آدمهایی که ظاهر مذهبی دارند  و گناه میکنند دشمنان دین هستند چون خدا به زنان پیامبر گفت گناه کنید دو برابر حساب میشه
اقای محمود
حرفتون درست نیست
امتحان کنید ببینید با راستی به کجا میرسید
شخصی تصمیم گرفت هرگز دروغ نگه 
حتی وقتی میپرسن ساعت چنده با تقریبا جواب میده
که نکنه دروغ بگه
شاید گاهی اوقات براش ظاهرا بد شده ولی
بعد از سالها به راستگویی معروف شده
و هر چی بگه همه باور میکنند
امتحان کنید 
این ادم هر چی بفرسته هر چی بگه هر کار بکنه همه بهش اطمینان دارند 

"دروغگو دشمن خداست"جمله  آشنای دوران کودکی همه ماست ولی بعدها که بزرگ می شویم ،‌ خیلی هایمان تبدیل به همان دشمن خدا می شویم

حلقه گمشده مدیریت و فرهنگ و ... این مرز و بوم صداقت و یکرنگی است.اگر بخواهی در این مملکت زندگی کنی باید چند تنپوش(جلد) داشته باشی و هنگام ورود به اداره جلد مخصوص آنجا را بپوشی و وقتی در داخل خانه هستی یک جلد دیگری را به تن کنی و جاهای دیگر هم مثل بانک و دانشگاه و ... ماسک مخصوص خودش را دارند.

درایران دروغ سبب پیشرفت میشود و صداقت سبب عقب ماندگی ؛مانمی خواهیم دروغ بگوییم ولی شرایط جامعه ایجاب نموده است و هرکس باید این توانایی رادرایران داشته باشد تا بتواند روزگارش را بگذراندوگرنه درامورات زندگی  لنگ میزند

سلام ، 
کاش تو این دوره آدما با دروغ گفتناشون دماغشون مثل پینوکیو دراز میشد. . . 
داغ دلم با خوندن این خاطره تازه شد، متاسفانه مام گیر یه صاحبخونه دروغگو افتادیم بماند سر پول دادن ما از بیماری زنش و فوت مادرش و....به دروغ مایه گذاشت اگر میگفتم فعلا ندارم ماه بعد برامون هضمش راحت تر بود تا اینکه مث بچه ها این همه دروغ سر هم کنه و در آخرم برای فروش رفتن خونش تو آگهی دیوار بزنه که خونه از نظر سال ساخت چهار سال نو تر ، پارکینگ نداشته رو بکنه توافقی ، متراژ رو دو متری بیشتر بگه ....اخرشم وقتی مشتری میاد و از ما میپرسه دروغ طرف رو میشه میگه فلان کس اشتباه فایل کرده ....
ادم بعضی وقتا این چیزا رو میبینه به چشم خودشم دیگه اعتماد نداره ....
فقط دلمون به این خوشه که مطمئنیم بار کچ هیچ وقت به خونه نمیره ....
کاش ظاهر مسلمون ما کسی رو از دین دور نکنه .
😳🙁😑
استاد عزیزم سلام 
ایول داری بخدا که یه قمی نتونست سرتون کلاه بزاره   احسنت 
تشخیص اینکه کی خوبه کی بد خیلی سخت شده...
اعتماد کردن سخت شده....
کاش بیشتر حواسمون به خدا باشه...
کاش بودن خدا از یادمون نره...
خدا عاقبت هممونو ختمِ به 
خیر کنه... 

تاهنگامی که دروغ هزینه‌ای نداشته باشد و حتی منفعت کلانی برای دروغگو به بار آورد نه تنها دروغ از میان نخواهد رفت، بلکه هر روز گسترده‌تر هم خواهد شد؛مادرجامعه ایی زندگی میکنیم که همه بهم دروغ میگوییم وفقط درمورداشخاص مختلف شدت وضعف دارد.متاسفانه دراین جامعه هرکس ادعاکند دروغ نمیگوییدخودش بزرگترین دروغ راگفته است؛راستی وصداقت رخت بربسته است وفقط درکتابها بایدجستجو شود.

دروغ گفتن توسط ماایرانیان یک امر عادی وطبیعی است متاسفانه برخی فکر میکنندفقط وارونه جلوه دادن حقیقت دروغ است درحالیکه دروغ مصادیق  دیگری نیزدارد:

تعارفات روزمره ایرانیان- امیداور کردن به امرواهی-تظاهر وریاکردن-نگفتن تمام حقیقت وبیان فقط بخشی ارآن- تمارض به امرغیرواقعی .

همه مایرانیان بدون استثامبتلا به یک وچند مورد ازمصادیق فوق درزندگی روزانه خویش هستیم .

مریم میرزاخانی ملکه ریاضی جهان، امروز آخرین معادله خود را حل کرد؛ معادله مرگ.

افتخار ایران ؛برنده جایزه نوبل ریاضی روحت شاد

پاسخ:
خدا رحمتش کنه 
ممنون جالب بود خدا به موقع کمکتون کرد
خوب الحمدالله بخیر گذشت وپولتان حلال بود وبه ناحق هدر نرفت😒

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی