درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

با چشم ها مهربان تر باشیم




یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور  19 غافر


 نگاه پنهانی چشمها و آنچه را که سینه ها مخفی کنند می داند



هیچ وقت تا حالا به گناه چشم ها فکر کردیم 

چشم ها چطوری میتونن گناه کنن 

دو تا بیضی کوچیک.تو صورت 

میشه با چشم ها حرف زد و هزاران منظور رو رسوند 

میشه محبت کرد میشه دعوا کرد و ....

انگار چشم ها زبان دارن 


این آیه خیلی قشنگه چشم های خائن


 أدم یه لحظه غافل گیر میشه با ابن آیه

راستی خدا هم مثل پلیس فتا حواسش به همه چیز هست


دیروز که از کلاس برمیگشتم بعد از چهار تا کلاس ,خیلی خسته بودم یعنی حال هیچ کاری رو نداشتم

 تو مترو داشتم به بقیه نگاه میکردم همینطوری ....


هر کسی مشغول به کاری بود انگار هر کی تو حال خودش بود 

یکی خیره شده بود به روبرویش و انگار چشم هاش خشک شده بود و شاید فقط به طرف نگاه میکرد ولی فقط تو عالم خودش بود 

یکی با نگاه به پیام هاش خودش با خودش میخندید 

خانمی داشت کتاب میخوند 

ویکی دیگه با صلوات شمار ذکر هاشو حساب میکرد 

یعضی ها هم انگار اومدن پاساژ ,سخت مشغول خریداز دست فروش ها بودن 

یه خانم هم روبروی من نشسته بود و بی اختیار از چشم هاش اشک می ریخت 

نمیدونم چرا غصه داشت دلم میخواست برم بغلش کنم بهش بگم عزیز دلم چی شده ؟ و دلداریش بدم ولی حیف که نمیشد 

تند تند اشکاشو پاک.میکرد ولی باز صورتش خیس میشد 

واقعا تک تک آدم ها که تو همین یه واگن کوچیک بودن انگار هر کدوم  یه دنیا داشتن 


چیزی که خیلی جالب بود اینکه یه خانم از گوشی بغلی چشم برنمی داشت انگار یه سرگرمی پیدا کرده پا به پای طرف عکس و مطلب هارو چک میکرد 


چند روز پیش فررانه اومد خونه گفت امروز تو مترو خیلی شلوغ بود وایساده بودم داشتم پیام مینوشتم که دیدم یکی همینطوری زل زده تو گوشی و کم.مونده بود تو جواب پیام ها بهم کمک کنه دیدم نه دست بردار نیست 

بهترین راه رو انتخاب کردم بدون سر و صدا و دعوا

تو پیام نوشتم.این خانم کنارمه چشم از پیام ها ور نمیداره به نظرت چکارش کنم 

دبدم یه نگاه به سقف واگن کرد بعد هم پشتشو کرد به من دیگه از دستش راحت شدم 

راستی تو جاهای عمومی چقدر بلدیم رفتار شهروندی مطلوب داشته باشیم


  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۵ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۲۴
  • ۴ نظر

نظرات  (۴)

خیلی قشنگ بود
واقعا نگاه کردن به موبایل کسی یواشکی شامل همین ایه میشه
چه زیبا
واقعا قران کتاب بزرگیه 
هر چی میخوونیم تموم نمیشه و  هی ادم میگه
خدا چقدر راستگویی
خیلی قشنگ بود

هین، خمش کن، خار هستی را ز پای دل بکن        

تا ببینی در درون خویشتن، گلزارها (مولانا)

سلام مهربانو استاد عزیز .ای کاش همه اگر خدا محور نیستن لااقلش اخلاق محور باشن .
پاسخ:
سلام عزیرم 
ممنون که اومدی 
سلام ...زدست دیده ودل هردوفریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد. ییشتر مراقب باشیم چه می بینیم.باتشکر ازشما ونکته سنجی دقیق تان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی