درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

آدم های خط کشی شده

وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ ﴿۴۴﴾حاقه


و اگر [او] پاره‏ اى گفته ‏ها بر ما بسته بود (۴۴)


لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ﴿۴۵﴾حاقه


دست راستش را سخت مى‏ گرفتیم (۴۵)


ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ ﴿۴۶﴾حاقه


سپس رگ قلبش را پاره میکردیم 


🌺⚫️🌺⚫️🌺⚫️


به برکت تکلیف و حس مسئولیت است که انسان می تواند از چنگال زمین رها شود و به سوی عوالم بالا به پرواز درآید.

وقتی این آیات رو میخوندم خیلی ترسیدم از تمام مسئولیت هایی که داشتم آیا به خوبی انجام دادم یا نتیجه کارو به نگاه مردم دوخته بودم ؟


خدایی که عزیزترین بنده شو اینطوری تهدید میکنه که اگه تو کارت کم بذاری 

رگ گردنتو میزنم و هیچکس نمیتونه جلوی منو بگیره.


من باید حساب کار خودمو بکنم🙃


بعضی از آدم هارو شاید, البته حتما تو زندگی دیدید که خیلی بچه مثبت هستند 

یعنی مو لای درز کارشون نمیره دقیق و درست .

وبراشون مهم نیست که دیگران چی میگن یا چه اتفاقی بعدش میفته .

آدم های جدی و مسئولیت پذیر که الان باید با ذره بین دنبال این آدم ها بگردی .


چند سال پیش ما یه شب یه خانواده سه نفره مهمونمون بودن , زن و مرد هر دو فرهنگی و یه بچه هم داشتند .

وقتی که اومدن, برای استقبال که رفتیم دم در حیاط چون با موتور اومده بودند من دیدم هر سه نفر کلاه کاسکت به سر گذاشته بودند و اومدن گذاشتن به ترتیب روی پله ☹️

یه خورده برام عجیب بود آخه سه تاشون ؟؟؟؟چه مقرراتی!!


خیلی خانواده ساده ای بودند و آقای مهمون پایه سوم دبستان رو درس میداد پسرشم تو کلاس خودش بود 

خانمش هم معاون مدرسه بود 

هر چی که ما از رفتارشون میدیدیم هم خندمون میگرفت هم میگفتیم خب درستش همینه دیگه *😩

بعد از شام شروع کردن به تعریف از کارشون و کلاس داری و مدرسه .

حبیب چون معاون مدرسه بود خب تابستون هم مدرسه میرفت ولی معلم های پایه که بچه هاشون همه قبول شده بودند دیگه نمیومدن یا شهریور برا امتحان حاضر میشدن 

حبیب گفت بزارید یه سوال از آقای .. بپرسم ببینید چی جواب میده اونوقت میفهمید وجدان کاری یعنی چی .؟؟

خب آقای ... چرا هر روز میای مدرسه خب برو شهرستان تابستون که تعطیله 

گفت مگه نمیدونی هر روز دارم با این بچه کلاسم که تجدید شده کار میکنم ؟

حبیب گفت أره دیدم پسره میاد مدرسه راستی چکار میکنی ؟

البته داخل پرانتز بگم که اون موقع هنوز کارنامه ها توصیفی نشده بود و نمره بود پرانتز بسته 

آقای معلم کلاس سوم  گفت :

این پسره از دیکته و ورزش 🤔 توجه کنید ورزش تجدید شده من هر روز میام باهاش دیکته و ورزش کار میکنم تا شهریور قبول شه .

من نمیدونم چطوری باهاش ورزش کار میکرد 😳😳


وقتی داشت تعریف میکرد حبیب اشاره کرد تحویل بگیر معلم رو 👏

دلم میخواست دونه دونه موهامو بکنم از دستش🙆‍♂


آخه مرد بچه رو با خودتو تو تابستون, گرما هر روز میاری مدرسه بهش درس میدی که چی دو نمره بهش میدادی هم خودتو هم بچه رو هم کادر دفتری رو راحت میکردی ورزش هم شد درس به خدا نوبره .

حبیب گفت هر چی موقع کارنامه بهش التماس کردیم به این بچه نمره بده بزار قبول شه بره پی کارش, قبول نکرد که نکرد .

خلاصه تا شهریور اومد باهاش کار کرد تا نمره قبولی گرفت به خاطر این بچه اون سال مسافرت هم نرفت .

خدا پدر اون کسی رو که کارنامه ها رو توصیفی کرد رو بیامرزه 

همین یه معلم وظیفه شناس برای کل کشور بس است 🙏

خلاصه اون شب کلی خندیدیم البته چون رفتار های استاندارد زیادی داشتند و از کارهاشون تو مدرسه زیاد تعریف کردن. 

اون موقع مثل حالا دوربین بدست نبودیم والا عکس سه کلاه رو که روی پله چیده بودند حتما براتون میذاشتم

خدایا حس مسئولیت پذیری بهمون بده ولی یادمون بده مثل خودت یه کم کار هارو آسون بگیریم اگه جا داشته باشه و به کسی ضرر نزنه🌺


🌹 یُرِیدُ اَللّٰهُ بِکُمُ اَلْیُسْرَ وَ لاٰ یُرِیدُ بِکُمُ اَلْعُسْر َ🌹

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۰۳ آذر ۹۶ ، ۲۲:۱۰
  • ۴ نظر

نظرات  (۴)

سلام استاد عزیز
من این داستان را درک نکردم و متوجه منظورتان نشدم. 
اون معلم خودش را موظف میدانست که به اون بچه درس را یاد بده و چون معلم دبستان بود میخواست پایه درسی دانش اموز قوی شود . خب این کجایش بده؟؟
معلم های زیادی هم هستن که کیلویی نمره میدن و این بزرگترین ستم به خود دانش آموزه .  ولی از اونجایی که همه دنبال راحتی هستن ...  
نگم بهتره 
حاصلش همین کلاس های دانشگاه و دانشجوهای بدون علم و تخصص است

با سلام
یه سوال داشتم. شما همونی هستین که در جشنواره وبلاگ‌نویسی قرآنی با وبلاگ همه می‌توانند حافظ قرآن شوند برگزیده شدین؟؟
اگه شمایین میشه آدرس وبلاگتون رو بدین؟
با تشکر فراوان
پاسخ:
سلام بله خودم هستم 

Ahlona.blog.ir

@hefzequranchannel
سلام استاد عزیز و بزرگوار واقعا موافقم این عین حقیقته ولی نباید هم باعث بی دانشی و کم تلاش کردن بچه ها بشه
خوش به حال کسانی که مدرس دروسشان خانم ابوترابی است چراکه اگر نمره  آنها حداقل 8بشود میدانند خانم ابوترابی دونمره رابه آنها ارفاق میکند دیگر قرارنیست دوباره آن درس رابگذراندکاشکی همه اساتید این طوربودند

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی