درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

ساحل نجات در انتظار سرنشینان


یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا اُذْکُرُوا اَللّٰهَ ذِکْراً کَثِیراً (٤١) احزاب


ای آنان که ایمان آوردید یاد کنید خدا را یاد کردنی فراوان 


 وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ أَصِیلاً (٤٢)احزاب


و تسبیحش کنید بامدادان و شامگاهان


امروز جمعه روز اول ربیع هست بعد از دوماه عزاداری و لباس سیاه امروز آدم حس خوبه روزهای عید رو داره.

یه مطلب در باره ورود به ماه ربیع جایی خوندم برام جالب بود , نوشته بود: 

به پایان آمد این دفتر عزایت همچنان باقی است

 برای نوکرت هر روز عاشورا و هر روز کربلا باشد .

واقعا افراط  در مورد امام حسین معنا نداره هر چه هست تفریط است !!!

انگار اسم امام حسین باشه هر کارخوبی دیگه اندازه نداره و نمیشه حساب و کتاب دقیقی براش داشته باشیم .

هر چی بیشتر زیباتر و عاشقانه تر 


 دهه 80 تو شهر قم ,فرزانه کلاس دوم بود مدرسه تا خونه راهی نبود, گاهی وقتا میبردمش مدرسه و ظهر میرفتم دنبالش. 

مدرسه تو میدونی بود که یه امام زاده داشت به قول خود قمی ها امام زاده شامد قاسم (شاه محمد قاسم ).


یه خونه کنار مدرسه بود که دوتا درکنارهم داشت, یکی از درها همیشه باز بود یعنی صبح زود بعد از نماز صبح تا بعد از ظهر مثلا ساعت 3 و 4 .


چون بومی این محله و شهر نبودیم خیلی برام باعث تعجب بود , دائم یه عده میرفتند تو خونه و یه عده بیرون میومدند و در خونه همیشه باز بود .

برای همین کنجکاو شدم که بپرسم که جریان این خونه چیه؟؟؟


منزل متعلق به آقایی به نام میرزایی بود , اصلا معروف بود به خونه میزایی.


  تو این خونه هر روز صبح زود زیارت عاشورا و روضه بود البته با پذیرایی صبحانه و تا ظهر سخنران ها و روضه خون های معروف میومدن و میخوندن و میرفتن مثل ایت الله بندانی نیشابوری و آقای فرحزاد و ....


خیلی جالب بود و ظهر بعد از نماز هر روز بدون استثنا سفره ناهار پهن میکردن و آبگوشت میدادند و هر کس که میومد میتونست بشینه سر سفره و میل کنه , اکثرا کارگران و فروشنده های دست فروش میدون معلم هم مهمان این سفره بودند. 

راستی چه عشقی باعث میشه این کار اینطور سال ها دوام داشته باشه بدون اینکه حتی یک روز تعطیل بشه.

هنوز هم این خونه میزبان عاشقان اهل بیت هست و همچنان از صبح این پذیرایی ادامه داره. 

تنها کارهای خالص ماندگار هستند. 

واقعاکشتی نجات ,عجب ناخدایی دارد , هر کس پا به عرشه این کشتی گذاشت عاقبت بخیر شد. 

تنها کشتی ای که مسافرانش صد در صد به مقصد میرسند !!!

خدایا مرا و فرزندان و ذریه مرا از سر نشینان این کشتی قرار بده

آمین

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۱۸ آبان ۹۷ ، ۲۱:۱۴
  • ۲ نظر

نظرات  (۲)

ای حسین ای غم تو همدم ما/
ای به هر رنج و غمی محرم ما

 

مسلمانان می‌دانند که حتی هزاران رکعت نماز و میلیون‌ها بار تکرار لفظ استغفار، "حق الناس" را از بین نمی‌برد؛ بنابر این خطای بزرگی مرتکب شده اگر کسی گمان کند که دعا، زیارت، توبه، عزاداری و بالاخره اشک بر مصیبت امام حسین علیه السلام، "حق الناس" را جبران می‌کند، ، اما آیا صدها میلیون مسلمان اعم از شیعه و سنی، برای رهایی از دیونی که به مردم دارند و حق الناسی بر عهده‌ی آنان می‌باشد، گریه می‌کنند؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی