درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

الگو - اسوه حسنه

لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا ﴿۲۱﴾


قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نیکوست براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند (سوره احزاب)



یادم میاد وقتی بچه بودم ، سرگرمی جز بازی کردن نداشتم و تا از مدرسه میومدم سریع تکالیفم رو مینوشتم که برم تو کوچه با بچه ها بازی کنم، ما با بقیه اقوام تو یه محله زندگی میکردیم، عموم دختر هایی داشت هم سن و سال من، که هم بازی های خوبی برای هم بودیم، حتی تابستونا یا اخر هفته ها میرفتم خونشون و شب هم خونشون میخوابیدم .

سبک زندگی شون برام خیلی جالب بود و چیزی که منو جذب این نوع زندگی میکرد سادگی و بی آلایشی عمو و زن عموم بود، 

"زن عمو راضی" همیشه یه کتاب دستش بود یا قران میخوند یا کتاب، شبایی که خونشون میخوابیدم صبح قبل از اذان بیدار بود و مشغول نماز شب، و بعد از اذان هم با ارامش خاصی تک تک بچه ها رو برای نماز صبح بیدار میکرد، پنجم هر ماه هم خونشون روضه بر پا بود، من عاشق ارامش و اطمینان قلب زن عمو بودم و از همون بچگی دوست داشتم شبیه زن عمو بشم، در واقع الگوی معنوی زندگیم شده بود، به خاطر همین هم هست که خاطرات اون سال ها از ذهنم نمیره، زن عمو راضی، وقتی که یکی از پسراش رو هم در راه خدا و دفاع از انقلاب و کشور فدا کرد،   ذره ای از اون ارامش و اطمینان قلبش کم نشد و الان که بعد از مریضی و سکته توانایی های گذشته اش رو از دست داده اما باز هم زبانش از ذکر خدا غافل نیست و نماز هاش رو سر وقت میخونه، انشاءالله خدا حفظش کنه و سایه اش رو بر سر عزیزانش نگه داره.

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۱ آبان ۹۴ ، ۲۳:۵۰
  • ۱ نظر

کانال جامع حفظ قرآن



اَلَّذِینَ یُقِیمُونَ اَلصَّلاٰةَ وَ یُؤْتُونَ اَلزَّکٰاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ

4 لقمان



 چند وقت قبل وقتی داشتم حفظمو مرور میکردم تصمیم گرفتم یه کمی بیشتر به معانی آیات دقت کنم و با تدبر بیشتری بخونم ، نگاه کردم دیدم خیلی جاها هست که خدای متعال اقامه نماز و ایتای زکات رو کنار هم آورده! یه کم عمیق تر شدم و با خودم گفتم، زکات که واسه کشاورزاست ! من که کشاورزنیستم و بقیه ی مسلمونا که عین من هستن چطوری میتونن به این آیه عمل کنن؟ خب اقامه نماز رو فهمیدم اما ایتای زکات چی میشه؟؟ که رفتم تو کتابای تفسیر دنبالش، و متوجه شدم زکات میتونه معنوی هم باشه مثل زکات علم و دانش! یعنی هر کسی هر چیزی رو که یاد گرفت سعی کنه اونو به دیگران هم یاد بده تا زکات علم اش رو داده باشه،

پیش خودم گفتم من که الان بیشتر از ده پونزده ساله مربی حفظ قرآن هستم و دارم زکات علمم رو یه جورایی میدم اما به نظرم اومد که این خیلی کمه من باید یه کار دیگه کنم تا افراد بیشتری از معلومات من استفاده کنن! 

دو هفته قبل متوجه شدم ، تلگرام امکان جدیدی رو به برنامه اش اضافه کرده به اسم کانال؛ یه فضای مجازی یک طرفه که میتونه ده ها هزار عضو داشته باشه! اونجا بود که جرقه ای به ذهنم زده شد و گفتم منم باید یه کانال بزنم و دوستام رو دعوت به کانال جامع حفظ قرآن کنم و هر روز مطالب جدیدی برای حفاظ قرآن اونجا ارایه بدم، اینطوری در مسیر ایتای زکات علمم مصمم تر میشم.

کانال جامع حفظ قرآن رو به دوستان خدا معرفی کنید.


https://telegram.me/hefzequranchannel

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۰۶ آبان ۹۴ ، ۱۹:۵۸
  • ۱۰ نظر

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی