درخشنده خاطرات زندگی من با قرآن

عشق یهویی

حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهٰاتُکُمْ وَ بَنٰاتُکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ وَ عَمّٰاتُکُمْ وَ خٰالاٰتُکُمْ وَ بَنٰاتُ اَلْأَخِ وَ بَنٰاتُ اَلْأُخْتِ وَ أُمَّهٰاتُکُمُ اَللاّٰتِی أَرْضَعْنَکُمْ وَ أَخَوٰاتُکُمْ مِنَ اَلرَّضٰاعَةِ وَ أُمَّهٰاتُ نِسٰائِکُمْ وَ رَبٰائِبُکُمُ اَللاّٰتِی فِی حُجُورِکُمْ مِنْ نِسٰائِکُمُ اَللاّٰتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَکُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَیْکُمْ وَ حَلاٰئِلُ أَبْنٰائِکُمُ اَلَّذِینَ مِنْ أَصْلاٰبِکُمْ وَ أَنْ تَجْمَعُوا بَیْنَ اَلْأُخْتَیْنِ إِلاّٰ مٰا قَدْ سَلَفَ إِنَّ اَللّٰهَ کٰانَ غَفُوراً رَحِیماً (٢٣) نساء


ازدواج با افراد زیر بر شما حرام شده است ، مادرانتان ، و دخترانتان ، و خواهرانتان ، و عمه هایتان ، و خاله هایتان ، و دختران برادر ، و دختران خواهر ، و مادرانی که شما را شیر داده اند ، و خواهری که با او شیر مادرش را مکیده ای ، و مادر زنان شما ، و دختر زنان شما ، که با مادرش ازدواج کرده اید ، و عمل زناشویی هم انجام داده اید ، و اما اگر این عمل را انجام نداده اید می توانید مادر را طلاق گفته با ربیبه خود ازدواج کنید ، و نیز عروسهایتان ، یعنی همسر پسرانتان ، البته پسرانی که از نسل خود شما باشند ، و نیز اینکه بین دو خواهر جمع کنید ، مگر دو خواهرانی که در دوره جاهلیت گرفته اید ، که خدا آمرزنده رحیم است .



داشتم ترجمه این آیه رو میخوندم در مورد اینکه با چه کسانی نمیشه ازدواج کرد .

 جالبه آیه داره منع ازدواج با محارم رو میگه از خواهر زن هم میگه که تا وقتی که یه خواهر درعقد مرد هست حتی دوره عده مرد نمیتونه با خواهر زن ازدواج کنه .


ترجمه منو برد به بچگی و یاد همسایه ای که داشتیم افتادم.


ازدواج با دو خواهر تا قبل از اسلام رایج بود ولی با ظهور اسلام این حکم بر داشته شد.

داشتم فکر میکردم اون زمان فقط میشد با دوتا خواهرهم زمان ازدواج کنی اگه سه تا بودن چی می شد ؟؟؟؟

البته برای خانواده دختر داشتن یه داماد برا دوتا دختر راحتر تره تا دوتا داماد چون معمولا باجناق ها زیاد کنار هم آرامش ندارند البته همه نه !!


حالا چرا این حکم برداشته شد الله اعلم 


دوتا خونه اونطرف تر خونه ما همسایه ای داشتیم که 5 تا بچه داشت دوتا دختر و سه تا پسر تو اون سال ها که مردم کمتر دنبال سواد و تحصیلات بودند پسرای این خانواده دانشجو بودند 


دوتا خواهرها هم حالا بزرگ و زیبا شده بودند و موقع ازدواجششون بود . 

یکی از دوستای صمیمی پسرشون که دختر بزرگ رو دیده بود برای خواستگاری اقدام میکنه و بعد از مراسمات معروف شبی رو قرار میزارن برای بله برون 

حالا همه کوچه به لطف ... خانم می دونستند که دختر بزرگه امشب بله برونشه  

صبح شد 

طبق گزارش ....خانم دیشب به جای دختر بزرگ شیرینی دختر کوچیک خورده شد 

مگه میشه مگه داریم ؟؟؟؟


اره وقتی که داماد میاد برای بله برون دختر کوچیک رو میبینه و به دوستش که برادر عروس بوده و با هم خیلی صمیمی بودن میگه من خواهر کوچیک رو میخوام ..

ما که نبودیم بدونیم بعد از تقاضای داماد چه اتفاقی افتاد ولی هر چی بود با این قضیه راحت و روشنفکرانه برخورد کرده بودن که نتیجه ازدواج با خواهر کوچیک شد .

و اون موقع ها اگه دختر کوچیک زودتر از بزرگه ازدواج میکرد خواستگار های دختر بزرگ قطع میشد 

البنه من بچه بودم ولی میشنیدم که میگفتند که مردم میگن ببین دختر بزرگه چه عیبی داشته که نخواستنش.

وبه چشم خود دیدم که این تصمیم نامردانه این پسر چه ضربه ای به آینده این دختر زد و زمانی ازدواج کرد که خواهرش نوه داشت 

نمیدونم اسمشو قسمت بزاریم یا تصمیم اشتباه هر چی بود ناراحت کننده بود 

والان هم برام تصورش سخته که اون شبی که خواهر بزرگ آماده میشه برای بله برون و دختر کوچیک انتخاب میشه تو دلش چی گذشت ؟؟؟

چه کسی دلداریش داد ؟

حتی یادمه که خیلی سختی کشید و با داشتن زیبایی ولی سال ها بدون خواستگار بود

داشتم فکر میکردم اصلا قشنگ نبوده دوتا خواهر با هم یه زندگی داشته باشند چقدر خوب که این حکم برداشته شد .

ولی اگه این حکم هنوز بود برای این خواستگار هم راحتر بود چون با دوتاشون ازدواج میکرد که دل کسی هم نشکنه .

  • +نويسنده:  زهرا ابوترابی  |  ۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۹:۲۴
  • ۷ نظر

نظرات  (۷)

به نظرم ازدواج دو خواهر باعث کدورت و رقابت ناسالم بین دو خواهر و فرزندان آنها ممکن است بشود همانند فرزندان حضرت یعقوب ع که یوسف و برادرش از یک خواهر و برادران دیگر از خواهر و زنان دیگر بودند همین الان هم رقابت گاه ناسالم بین باجناق ها که بخش زیادی از ریشه در برخورد دو خواهر دارد دیده میشود
در حرمت ذاتی بعضی از افعال مثل دروغ یا ریا و...شکی نیست ولی سوال اینجاست که آیا احکام اعتباری به اعتبار زمان ومکان نزول آیات الهی وابسته نبوده؟ یعنی مثلا مجوز اختیار کردن ۴ همسر در قران-آیه 3سوره نسا- به واسطه روابط اجتماعی و فیزیولوژیکی قبایل حجاز آن زمان نبوده ؟
نمیخوام قضاوت کنم ولی ببخشید
چه برادر بی غیرتی بوده
طرف انگار اومده بوده جنس بخره که بین اونها یکی رو انتخاب کنه
نادانی به تحصیلات نیست به افکاره

دختر کوچکتر هم علاقه به آن پسر داشته وگرنه جواب منفی میدادومخالفت باآن ازدواج مینمود.

اگر دامادبادختر بزرگتر ازدواج میکردازکجا معلوم به واسطه علاقه پسر به دختر کوچکتر خانواده منتهی به متارکه نمیشددران میان هم دختر بزرگتر لطمه دیده بود هم دختر کوچکتر هم آن پسر

سلام استاد باید اون پسر و مینداختنش بیرون  چون با این کار روشنفکرانه خواهر اول و نابود کردن 
سلام استاد عزیز
الان خواهرشوهر من هم وضعیت رو داره....
خواهر کوچکتر عاشق شد و مزدوج شد بزرگتره... همچنان در خانه ی پدری



خدا عاقبت همه رو ختم بخیر کنه
سلام .خیلی ناراحت شدم .ب به نظر من همه اشتباه کردن از پدر و مادر و برادران گرفته تا خود دختر کوچک  .چون با این کارشون در زیر پا گذاشتن احساس و شخصیت دختر بزرگ دخیل بودن  .و به درگاه خدا مسعول بودن 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

درباره سايت

خیلی ها دفتر خاطرات دارن، خیلی ها خاطرات خوب و بدشون رو مینویسند تا اینکه وقتی سال ها می گذرد با خوندن اونا خاطراتشون زنده بشه...

ولی همه خاطره ها رو نمیشه روی کاغذ نوشت. خیلی از اونا باید تو ذهن خودت بمونه. اونقدر بمونه تا کهنه بشه و از بین بره، یعنی اینکه فقط بین خودت و خدا باشه.

نه اینکه همه اونا بد باشه نه، بعضی هاشون هم خوبند. ولی باید این خاطرات مسکوت بمونند. یعنی پیش خود خدا. چقدر خوبه که کسی هست که همه چیزو میدونه ولی ستّارِه....



فدات شم خدا، خیلی خوبی.





******
برای بزرگنمایی عکس ها، روی آنها کلیک کنید
******
پروفایل فعال است
******
این وبلاگ در سایت ساماندهی رسانه های برخط وزارت ارشاد اسلامی ثبت شده است
******

بایگانی